جدیدترین ها در سایت جدیده
%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d9%88%da%a9%d8%b1
  • اخبار
  • استخدام جدید
  • دینی و مذهبی
  • دنیای تکنولوژی و فناوری
  • اخبار اقتصادی
  • دنیای خودرو
  • homina416876645654

    پیمان معادی: کارگردان نمی دونه که تفاوت بین مردم ایرانی و عرب ها چیه

    مجموعه : اخبار , اخبار داغ روز | خبرهای داغ امروز , دنیای بازیگران

    مصاحبه جالب, داغ و خواندنی با پیمان معادی

    پیمان معادی: کارگردان نمی دونه که تفاوت بین مردم ایرانی و عرب ها چیه

    پیمان معادی در حال نوشتن فیلمنامه های خودش بود که اصغر فرهادی، فیلمساز ایرانی مشهور، از او خواست تا برای اولین بار در یکی از فیلم هایش («درباره الی» محصول سال 2009) بازی کند. البته زمانی همه چیز برای این بازیگر 46 ساله ایرانی زیر و رو شد که او دو سال بعد در نقش اول فیلم «جدایی» به کارگردانی فرهادی ظاهر شد. این فیلم جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را در سال 2012 از آن خود کرد و معادی جایزه خرس نقره ای بهترین بازیگر نقش اول مرد را در جشنواره فیلم بین المللی برلین به خانه برد.

    نقش معادی در فیلم «جدایی» توجه فیلمسازان آمریکایی را جلب کرد و فیلمنامه هایی از پروژه های هالیوودی به سویش جاری شدند. آنطور که معادی توصیف می کند اکثر آنها فیلمنامه های احمقانه ای بودند، و اولین فیلمنامه ای که واقعاً توجه او را به خود جلب کرد، «شب…» (The Night Of) بود که تولید آن در سال 2013 و با حضور جیمز گاندولفینی در نقش اول فیلم آغاز شد، ولی به خاطر مرگ گاندولفینی این پروژه به تعویق افتاد.

    معادی در این محصول شبکه اچ بی او، نقش سلیم خان را بازی می کند، راننده تاکسی پاکستانی که کارش را از دست می دهد، به این دلیل که پسرش نصیر (با بازی ریز احمد) تاکسی اش را در شبی که وی متهم به قتل شده بیرون می برد. در مصاحبه ای با وبسایت والچر، معادی درباره اینکه چرا این نقش اولین نقشی بود که او انتخاب کرد و همچنین درباره رد نقش های کلیشه ای خاورمیانه ای و گذر از سانسورها در ایران صحبت کرده است که در زیر می خوانیم.

    پیمان معادی: کارگردان نمی دونه که تفاوت بین مردم ایرانی و عرب ها چیه

    چطور در سریال «شب…» نقش گرفتی؟

    سریال «شب…» اولین پروژه ای بود که بعد از «جدایی» برام اومد. قبل از اینکه این سریال پخش بشه، سه چهار تا فیلم سینمایی دیگه مثل «کمپ ایکس ری» داشتم که تو آمریکا ساخته شدند. بین اپیزود اول سریال (پایلوت) که برای شبکه اچ بی او ساختیم و بقیه اپیزودها حدود دو سال فاصله افتاد. خالق این سریال، استیون زیلیان، به من گفت که فیلم «جدایی» رو دیده و خیلی از اون خوشش اومده و بازی منو دوست داشته. بنابراین مدیر برنامه مو پیدا کرده و مدیر برنامه م به من زنگ زد و گفت: «یه سریال از شبکه اچ بی او هستش که تو رو برای یکی از نقش های اصلی می خوان.»

    من داستان والدین در این سریالو دوست دارم و کاش صحنه های بیشتری با اونا داشتیم، چون فکر می کنم داستان اونا خیلی جالبه.

    وقتی فیلمنامه رو می خونیم، داستانشو خیلی دوست دارم. یکی از داستان هایی بود که واقعاً می خواستم اونو برای ایرانی ها تعریف کنم. بازی در نقش یکی از والدین چیزی بود که اولین بار در ایالات متحده انجامش دادم. من از ایران اومدم و این داستان خانواده ای پاکستانی در نیویورکه. بنابراین باید مطالعاتی انجام می دادم. ریز احمد و من خیلی سفر کردیم، به چند تا فروشگاه رفتیم و با راننده های تاکسی صحبت کردیم.

    پیمان معادی: کارگردان نمی دونه که تفاوت بین مردم ایرانی و عرب ها چیه

    عکس علی دایی و پیمان معادی

    چجور صحبت هایی با راننده های تاکسی داشتین؟

    بیشتر اوقات به کافه هایی می رفتیم که اونا می رفتن. من با اونا درباره خیلی چیزا حرف می زدم، ولی واقعاً به اطلاعات خصوصی اونا نیازی نبود. فقط کافیه باهاشون حرف بزنید تا لهجه شونو یاد بگیرید، تا وقتی نقش اونارو بازی می کنین، مسخره و احمق به نظر نرسید. همسرم در سریال، پورنا جاگاناتان و ناز و ریز احمد، همه مون خیلی به هم نزدیک و با هم صمیمی شدیم و هنوز هم همینطور هستیم. آنقدر صمیمی شدیم که انگار یه خونواده ایم و این خیلی کمکمون کرد.

    آیا قبل از این سریال پیشنهادهای دیگری هم داشتی؟

    نه نداشتم، ولی چند تا فیلمنامه بود و برای بعضی از اونا باید تست می دادم. ولی این یکی از اون نقش هایی بود که براش تست نمیدی، یه پیشنهاد بود. بنابراین وقتی قبولش می کنی، بدستش میاری. قبل از این چند تا فیلمنامه دیگه هم داشتم، ولی ازشون خوشم نیومد.

    از چه چیزی شون خوشت نیومد؟ آیا با کلیشه های خاورمیانه ای زیادی در فیلمنامه هایی که بهت میدن روبرو میشی؟

    دو جور تردید هستش که وقتی فیلمنامه هارو می خونم باهاشون روبرو میشم. یکیش اینه که مثل خیلی از بازیگرای دیگه باید از نقش و فیلمنامه خوشت بیاد و بخوای بخشی از پروژه باشی. یه وقتایی فیلم ها سیاسی هستن که دوست ندارم تماشاشون کنم، چه برسه به اینکه بخوام بخشی از اونا باشم. فیلم هایی که روی مذهب و کشورهای خاصی فوکوس می کنن – فیلم های سیاسی که در واقع فیلم های احمقانه ای هستن. گاهی وقتا هم فیلم های دیگه ای هستن که برای من مناسبن، یعنی با فیلمنامه و نقش اوکی هستم، ولی باید ردشون کنم چون من تو ایران زندگی می کنم. بنابراین باید خیلی مراقب باشم.

    پس اگه فیلمنامه ای بگیری که دوستش داشته باشی ولی چیزایی داشته باشه که احتمالاً وضعیت تورو در ایران به خطر بندازه…

    فیلم هایی که مشکل ساز میشن اغلب فیلم هایی هستن که من خودم هم نمی خوام روشون کار کنم. بنابراین به خاطر ترس یا چیزای دیگه نیست. اصلاً اینطوری نیست. بلکه خطوط قرمزی وجود داره که خیلی های دیگه اونارو ندارن. باید به اونا هم دقت کنیم.

    در ایران، آیا درباره نقش هایی که در آمریکا بازی کردی به مشکلی برخورد کردی؟

    نه، اصلاً.

    یه جایی خوندم که ترجیح میدی در فیلم های هالیوودی کاراکترهای ایرانی رو بازی نکنی، مگر اینکه اون کاراکتر آدم خوبی باشه.

    دقیقاً. می دونی تو هالیوود اینجوریه. معمولاً فیلم های زیادی درباره خاورمیانه می سازن که تو اونا، افراد خاورمیانه رو آدمای بدی نشون میدن. گاهی وقتا هم چینی ها رو آدمای بدی نشون میدن، بعضی موقع ها روس ها آدم بدها هستن و عرب ها هم اغلب به عنوان آدمای بد به تصویر کشیده میشن. بنابراین نمی خوام در نقش تروریست بد عرب یا ایرانی نشون داده بشم. اگه یه کاراکتر ایرانی جالب بهم پیشنهاد بشه، چرا که نه؟ دوست دارم همچین کاراکتری رو کار کنم. ولی تا موقعی که چیزی باشه که به مردم ایران یا مسلمانان دنیا اهانت کنه، نه این کارو نمی کنم. نمی خوام نماینده و نشون دهنده همچین چیزایی باشم.

    به نظر می رسه که تو نسبت به انتخاب نقش هایی که اینطور نیستن خیلی مراقب بودی. ولی آیا تابحال کاراکترهای ایرانی که اینطور هستن به تو پیشنهاد شده؟

    آره، خیلی. فیلم های زیادی بوده که نقش یه ایرانی یا یه عرب در اونا بهم پیشنهاد شده و کاراکترسازی وحشتناکی داشتن. وقتی یه سال بعد اون فیلم هارو تماشا کردم، دیدم که واقعاً احمقانه ترین فیلم هایی بودن که تو عمرم دیدم.

    من وارد دنیای سینما شدم چون عاشق هنر بودم. هنوز هم هستم. دنیا خیلی بهتر میشه وقت هنر توش باشه و وقتی با آدما ارتباط برقرار کنی. وقتی فیلمی مثل «جدایی» رو می سازی و با اون به همه جای دنیا سفر می کنی، با آدما ارتباط برقرار می کنی. این موضوع وقتی یه فیلم زیبای چینی، مکزیکی یا اروپائی می بینم هم صادقه. حس می کنم به این آدما نزدیک شدم و دنیا برام بهتر میشه. همین موضوعه که خیلی ازش خوشم میاد. و از این جور فیلم ها در دنیا زیاده. پس چرا باید در فیلم های بازی کنم که دوستشون ندارم؟

    فیلم هایی که در ایران بازی کردی، مثل «جدایی» و «درباره الی» داستان های انسانی زیبایی دارن. در هالیوود هم نقش هایی انتخاب کردی که داستان انسان ها رو تعریف می کنن. مثلاً در «کمپ ایکس ری» نقش یه زندانی زندان گوانتانامو رو بازی می کنی که با یه نگهبان زندان (با بازی کریستن استوارت) ارتباط برقرار می کنه. ولی در عین حال یه فیلم سیاسی هم هست. آیا فکر می کنی ارزش داره که فیلم هایی سیاسی ساخته بشه و این احتمال وجود داشته باشه که تفاوت و تغییر مثبتی در آمریکا ایجاد بکنه؟

    بله. وقتی «کمپ ایکس ری» رو خوندم، عاشق داستانش شدم. همونطور که گفتین، این فیلم نشون داد که احتمال ساختن فیلم های سیاسی خوب هم وجود داره. کاراکترش عالی بود و من تونستم بهش زاویه و بُعد بدم. این فیلم تماماً درباره انسان ها بود، درباره گفتگوهایی که بین دو آدم از دو دنیای کاملاً متفاوت شکل می گیره، در حالیکه شاید تصور کنین این دو تا حتی یه ثانیه هم نمی تونن با هم صحبت کنن.

     در نقش هایی مثل این که سیاسی هستن، آیا تابحال با صحنه خاصی مشکل داشتی یا با نحوه نشون دادن مردم خاورمیانه؟

    گاهی وقتا در صحنه فیلمبرداری سوءتفاهماتی پیش میاد، مثلاً کارگردان نمی دونه که تفاوت بین مردم ایرانی و عرب ها چیه. و وقتی تو بهش میگی که ایرانی ها عرب نیستن، ازت می پرسن: «مگه تو مسلمون نیستی؟» و تو جواب میدی: «بله. ولی این یه موضوع کاملاً متفاوته.» بعضی وقتا از من می خوان که جمله یا کلمه ای رو به عربی بگم و من جواب میدم که من عربی بلد نیستم. بعد میگن: «ولی تو مسلمونی. مگه نه؟» واسه همین گاهی اوقات فقط میگم: «باشه. جمله رو بهم بدین و 5 دقیقه بهم وقت بدین.» میرم یه عرب پیدا می کنم و جمله رو باهاش تمرین می کنم به جای اینکه بشینم اونارو متقاعد کنم که من نمی تونم عربی حرف بزنم.

    کنجکاوم درباره مسیر بازیگری و فیلمسازی در ایران بیشتر بدونم. می دونم که تو اول مهندسی مواد خوندی، ولی چطوری وارد صنعت فیلم شدی؟

    مثل همه جای دنیاست: اگه می خوای کار خوب بکنی، بدست آوردنش سخته. باید رنج بکشی، باید صبور باشی. در ایران که دنیای سینما بزرگه، بیش از 100 فیلم سینمایی در سال می سازن. همه جور جایزه معتبر و مهم دنیا رو بردن: جشنواره فیلم کن، ونیز، برلین، اسکار. این کشور کشور مهمی برای فیلمسازیه و ما خیلی مسئله داریم تو ایران، ولی این مشکلات همیشه باعث میشه خلاقیت مون بیشتر بشه. باعث میشه که من سخت تر کار کنم، انگیزه بیشتری داشته باشم و جدی تر باشم.

    شرایط فیلمسازی در ایران رو در حال حاضر چطور توصیف می کنی؟ از لحاظ سانسور و فیلم هایی که می خوای ساخته بشن. به نظر می رسه که دولت هم خوشش میاد از اینکه در ایران فیلم های خوبی ساخته میشه – یه جورایی بهش افتخار می کنه.

    بله همینطوره. من چهارده پونزده ساله که به عنوان یه نویسنده تو این کارم، می دونم چطور باید فیلم هایی نوشت که با نظام تعارض نداشته باشن. من برای هیچ کس دیگه ای چیز نمی نویسم. من به افرادی که چیزایی می نویسن که به نفعشونه کاری ندارم. من داستان های خودمو می نویسم. گاهی اوقات باید بجنگم. باید بنویسین و چیزی بسازین که مسائل چالشی یا سیاسی جدی نداشته باشه و با دولت یا نظام تعارض نداشته باشه. ما نمی تونیم صحنه های جنسی بسازیم اونطور که شما در غرب می سازین. ولی وقتی میگن «نمی تونین این کارو بکنین» می تونیم اونو به نحو زیباتری دربیاریم و هنری ترش کنیم.

    قطعاً نمیگم که سانسور چیز خوبیه، ولی سانسور انقدر قدرت نداره که بتونه هنرمندان رو از چیزی که می خوان بگن باز بداره. ما گاهی ازش به عنوان یه وسیله استفاده می کنیم. من تو کشورهای زیادی بودم و با خیلی از هنرمندان در سراسر دنیا صحبت کردم و اونا مشکلات جدی تری دارن. فیلم ساختن در کل دنیا کار خیلی سختیه. و برای ما سانسور یه مشکل و دغدغه نیست. همینه که هست کاریش نمیشه کرد. ما عباس کیارستمی رو داشتیم، اصغر فرهادی رو داریم و خیلی فیلمسازای دیگه در ایران داریم که تو همین وضعیتی که داریم ازش حرف می زنیم، فیلم می سازن.

    آیا دوباره با اصغر فرهادی همکاری می کنی؟ به نظر می رسه که شراکت خلاقانه خوبی با هم دارین.

    معلومه که در آینده با هم کار می کنیم. ما دوستای صمیمی هستیم. از اینکه با هم کار کنیم خیلی خوشحال میشیم.

    از کیارستمی صحبت کردی که همین ماه گذشته از دنیا رفت و در کل دنیا شناخته شده و محترم بود. مردم ایران به مرگش چطور واکنش نشون دادن؟

    ضایعه خیلی بزرگی بود. روی من خیلی بیشتر از اونی که انتظارشو داشتم تأثیر گذاشت چون خیلی بهش نزدیک بودم. خیلی دوستش داشتم. وقتی در بیمارستان بود به عیادتش می رفتم، ولی برای تازه بود. خیلی زود رفت و چون آدم برجسته ای بود رفتنش شوک بزرگی بود برامون. غم عظیمی بود. مردم هنوز در شوک به سر می برن. هنوز خیلی راحت نمی تونم درباره رفتنش حرف بزنم.

    در مورد کار کردن در دو کشور یعنی در آمریکا و ایران، آیا هیچوقت نگران این نبودی که آیا می تونی به این کار ادامه بدی یا نه؟ می دونم که از چند سال پیش گلشیفته فراهانی رو در ایران ممنوع کردن. آیا نگران نیستی که همچین چیزی برات اتفاق بیفته؟

    نه اصلاً نگران نیستم. من حد و مرزهای خودمو دارم. به عنوان یه انسان، یه هنرمند، همه ما مرزها و خطوط قرمز خودمونو داریم. هر کسی حق داره که بسته به مرزها و خطوط خودش، برای خودش تصمیم بگیره. برای من، فکر نمی کنم که هیچ مشکلی داشته باشم. البته در آینده مشکل خواهم داشت چون کار کردن در دو شرایط مختلف آسون نیست. ولی نگران نیستم. اگر منو از انجام کاری منع کنن، یه کار دیگه می کنم. تمرکزمو روی بازیگری در فیلم های دیگه می ذارم یا می نویسم. یه کاری تو ذهنمه که می خوام کارگردانی ش رو انجام بدم. داشتن آپشن های مختلف باعث میشه که احساس امنیت بیشتری بکنین.

    %d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af
  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه
  • X