جدیدترین ها در سایت جدیده
%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d9%88%da%a9%d8%b1
  • اخبار
  • استخدام جدید
  • دینی و مذهبی
  • دنیای تکنولوژی و فناوری
  • اخبار اقتصادی
  • دنیای خودرو
  • homina416876645654

    مرتضی پور علی گنجی: اصلا فکر نمی کردم ژاوی چنین شخصیتی داشته باشد

    مجموعه : اخبار , اخبار داغ روز | خبرهای داغ امروز , اخبار ورزشی

    مرتضی پور علی گنجی

    مرتضی پور علی گنجی

    با رفتنش به قطر جمع ستاره های ایرانی لیگ این کشور را جمع تر کرد. مرتضی پورعلی گنجی که خیلی لیگ ستارگان قطر را متفاوت از لیگ چین می داند در گفتگوی نوروزی با روزنامه گل از آرزوهایش می گوید. اینکه می خواهد در این کشور چه چیزهایی به دست بیاورد.

    او که از هم بازی شدن با ژاوی هرناندس بسیار خوشحال است و دوست دارد چیزهای زیادی از این بازیکن با شخصیت و با کلاس فوتبال آسیا یاد بگیرد از روزهای تنهایی اش در دوری از خانواده گفت و در این بین از سختی هایی که از او یک بازیکن بین المللی ساخته است.

    از حضورت در قطر شروع کنیم و اینکه آیا اینجا سقف رویاهای پورعلی گنجی است؟

    – من فقط 23 سال دارم و جا دارم برای پیشرفت. تا الان 10 درصد پیشرفت کردم و از نظر خودم 90 درصد جای پیشرفت دارم تا به هدفی که دارم یعنی بازی در اروپا برسم.

    پس از قطر راضی هستی؟

    – من چندتا هدف از آمدن به قطر داشتم. در چین شرایط سخت بود. از نظر تنهایی، غذا و دوری از ایران و تیم آن هم نسبت به تیمی که الان آمدم ضعیف تر بود. تیم فعلی ام اسم و رسم دارتر است و احساس کردم انتخاب خوبی است.

    مرتضی پور علی گنجی

    سال 94 برای تو چطور بود؟

    – سال 94 سال خوبی برای من بود. درست است چند بار مصدوم شدم اما خدا را شکر آخرش خوب بود. تیم مان در چین شرایط خوبی نداشت اما خدا را شکر که در لیگ ماندگار شد و سقوط نکرد.

    در جام ملت های 93 یک اتفاق خوب برای تو افتاد و نمایش خوبی در این مسابقات داشتی. در سال 94 به خواسته هایت رسیدی؟

    – در سال 93 آقای کی روش با مصدومیت پژمان منتظری به من اعتماد کرد و خوشبختانه توانستم جواب اعتماد ایشان را تا حدی بدهم. دوست داشتم بعد از جام ملت ها یک حرکت رو به جلو داشته باشم که به چین رفتم. یک جورایی همه چیزم را بعد از خدا از لطف دعای مادرم دارم.

    قطر را در این مدت چطور دیدی؟

    – قطر کشور کوچکی است و فکر کنم مساحت آن به اندازه شهر خودم بابل باشد. خیلی برای زیباسازی کشورشان هزینه می کنند و سبک اروپایی را هم در ساخت و ساز و هم در آدم های آن می توان دید. کشور آرامی است و تا به اینجای کار، بدی از آنها ندیدم. امیدوارم شرایط خوب پیش برود و خودم را نشان بدهم.

    عیدها چه می کنی؟ خودت را به بابل و کنار خانواده می رسانی؟

    – چند سالی است که عیدها در کنار خانواده نیستم و کلا ما فوتبالیست ها عید نداریم. خیلی ها می گویند فوتبالیست ها درآمد و زندگی خوبی دارند اما خدا به اندازه تلاش هر کسی به او روزی می دهد. ما عید نداریم و کنار خانواده نیستیم و تفریح آنچنانی نداریم.

    در این چند سال، سال تحویل ها کجا بودی؟

    – سال قبل که چین بودم و سال قبلش هم با تیم امید در اینچئون بودیم.

    مرخصی نگرفتی؟

    – نه، چون عید ما عید کشورهای دیگر نیست و در چین بازی داشتیم.

    در چین چه کار می کردی؟

    – پارسال در چین، ایرانی ها در شهر پکن که یک رستوران به اسم «پرسپولیس» دارد و مدیریت آن از دوستانم هستند دور هم جمع می شدند اما چون من در شهر تیانجین نزدیک پکن بودم و بازی داشتم، نشد که در این جشن شرکت کنم و عید در هتل بودم.

    سخت نبود تنهایی؟

    – خیلی سخت بود اما از تنهایی خیلی چیزها یاد گرفتم. من در تهران 9 سال تنهایی را تجربه کردم اما تنهایی در ایران خیلی با تنهایی در یک کشور بیگانه مثل چین که آداب و رسوم مردمش با ما فرق دارد متفاوت است. با این حال خدا را شکر در کشور چین یک رفیق به اسم رضا ناظم پور که از داداش به من نزدیکتر شد و کمکم کرد حضور داشت اما در کل زندگی در کشور غریب آن هم در لحظه تحویل سال نو خیلی سخت است.

    چه حسی داشتی هنگام تحویل سال… ناراحت بودی، دوست داشتی در بابل کنار خانواده باشی؟

    – هر کسی دوست دارد هر جایی هست هنگام تحویل سال نو کنار خانواده باشد اما شرایط فوتبالی ما طوری است که هر جا کار می کنیم باید با شرایط آنجا خودمان را وفق بدهیم.

    از بچگی تهران بودی؟

    – من 14 سالگی و سال 84 به تهران آمدم.

    عیدها را در بابل بودی یا تهران؟ اصلا رسم و رسوم خاصی دارید؟

    – در روستای پدری من در بابل رسم و رسوم ما خاص نیست و عیددیدنی است و اقوام با همدیگر صله رحم می کنند.

    تهران عیدها فرق کرد؟

    – تهران اجازه می گرفتیم و به شمال می رفتیم و دوباره همان آش و همان کاسه.

    در سال 94 مسئله ای بود که حسرت آن را خورده باشی؟

    – من یک دفتری دارم که تمام هدف های خودم را در آن می نویسم. سال 92 از یکی از هدف هایم که دعوت به تیم ملی بزرگسالان و رفتن به جام جهانی بود جا ماندم و سال 93 به آن رسیدم. فقط رفتن به اروپا جزو اهدافم بود که اواسط حضورم در چین این مسئله داشت اتفاق می افتاد ولی به خاطر یک کلمه در قراردادم که گفته شده بود «شرق اروپا» نتوانستم بروم. اتفاق خوب دیگر به دنیا آمدن برادرزاده ام بود.

    اسمش چی هست؟

    – هستی عمو و از من معروف تر.

    در سال 95 چه هدف هایی داری؟

    – در سال 95 دوست دارم آمادگی بدنی ام را حفظ کنم و بعد از آن دوست دارم اگر توانستم تلاش کنم به اروپا بروم وگرنه هر جایی هستم بهترین بازیکن تیم باشم و همه از من راضی باشند.

    پس حسابی دست به جیب هستی و حتما عیدی هم می دهی؟

    – برای خانواده که خیلی اما برای دیگران در حد توان دوست دارم کمک کنم. چرا انجام ندهم؟!

    بیشترین عیدی که گرفتی؟

    – زمانی که هزار تومان خیلی زیاد بود از مادرم 10 هزار تومان عیدی گرفتم که خیلی خوب بود.

    چه زمانی؟

    – حدود 10 سال پیش خیلی زیاد بود و خیلی دوستش دارم. من هزار تومان هزار تومان جمع می کردم و به مادرم کمک می کردم چون شرایط زندگی سخت بود. آدم باید تلاش کند، بالا بیاید و نباید همیشه پایین بماند.

    با آن 10 هزار تومان چه کردی؟

    – آنقدر نگهش داشتم که دوباره آن را به مادرم برگرداندم.

    یعنی برای خودت خرج نکردی؟

    – من خیلی ولخرجی نمی کنم و شاید خیلی ها بگویند خسیس هستی اما نیستم و سعی کرده ام همیشه قناعت

    از چند روز قبل از سال جدید به استقبال عید می رفتید، در عید دیدنی ها چه می کردی؟

    – سه چهار روز اول به دیدار اقوام می رفتیم و مدام آجیل بود و غذا خوردن.

    همه آجیل ها را هم می خوردی؟

    – نه چون دندان هایم خراب بود آجیل زیاد نمی خوردم اما سر سفره جبران می کردم و حسابی غذا می خوردم. الان هم همین طور هستم و خیلی غذا می خورم با این حال در کل بعد از چهار روز می رفتیم والیبال چون من این ورزش را خیلی دوست دارم و فوتبال بازی نمی کردم. همه اقوام ما والیبال را دوست داشتند و در مدرسه ای که آنجا درس می خواندم بازی می کردیم و بعد فوتبال تا تعطیلات تمام شود. تعطیلی برای یک محصل خیلی لذتبخش است و همیشه دعا می کردیم معلم نیاید و سریع برویم حیاط و فوتبال بازی کنیم.

    خاطره ویژه ای از این روزها داری؟

    – همه می دانند عیدها شمال خیلی شلوغ است. من در روستای خودمان بعد از صله رحم با همه دوچرخه برادرم را برداشتم تا سر مزار پدرم بروم. می خواستم از یک نیسانی سبقت بگیرم که یک موتوری از جلو با من برخورد کرد و دستم به شدت شکست و عیدی به یاد ماندنی برای ما رقم زد.

    در هتل و آن موقع که در چین تنها بودی مقید به انداختند سفره هفت سین بودی؟

    – سکه را که داشتم. سیر گرفتم و سیب هم که بود. سرکه نبود اما بالاخره با این دو سه تا در اتاقم سفره انداختم و سال جدید را نو کردم. کلا مقید هستم به سفره هفت سین و من هم مثل دیگر خانواده های ایرانی به این قضیه مقید هستم. آن موقع خیلی برای مردم ایران و خودم دعا کردم که همیشه خوش و خرم باشند.

    سال 95 را برای خودت و مردم ایران چطور می بینی؟

    – خدا را شکر سال 94 اتفاقات خوبی برای کشورمان افتاد و یک جورایی در شرایطی که به وجود آمد و با توافق هسته ای امیدوارم ایران ما روز به روز بهتر شود و همه مردم کشورم در آرامش زندگی کنند و وطنی بهتر از همیشه داشته باشیم.

    به فکر ازدواج در سال 95 هستی؟

    – به آن فکر نکردم.

    به هر حال این مسئله کمک می کند از تنهایی دربیایی آن هم به عنوان یک فوتبالیست که در کشورهای خارجی بازی می کند.

    – متأهل شدن شرایط خاص خودش را دارد و به آن فکر نکردم. قطعا بعد از ثبات شخصیتی، مدیریتی و کاری؛ به این موضوع فکر می کنم.

    خانواده به تو فشار نمی آورند حالا عید است، مرخصی بگیر و بیا ایران؟

    – مادرم که اصلا راضی نبود خارج از ایران بازی کنم و از اینکه از بابل هم تهران بروم راضی نبود. من یک دنده بازی درآوردم از بابل آمدم تهران و از تهران باز هم این روند را ادامه دادم و به چین رفتم و حالا هم در قطر هستم. اگر یک روز قرار باشد زود برگردم به خاطر مادرم است. پدرم را که ندیدم اما شرایط برگشتن را به خاطر خوشحالی مادرم قبول می کنم.

    درس خوان بودی؟

    – بله، درسم خوب بود و با اینکه شیطان بودم نمرات خوبی می گرفتم.

    پیک نوروزی را حل می کردی؟

    – با تعطیل شدن، پیک نوروزی می رفت ته کیف و برای اینکه بعد از عید نوروز معلم به من خرده نگیرد آ« را به خاله خودم که 11 سالی از من بزرگتر بود می دادم تا بنده خدا هم رنگ کند و هم همه را حل کند و من بتوانم نهایت لذت را از تعطیلات ببرم.

    معلمت نمی فهمید که خودت کار را انجام ندادی؟

    – دقیقا وقتی معلم ما آن را می دید می گفت به به عجب چیزی حل کردی اما وقتی سوال می کرد هیچ چیزی بلد نبودم. آن موقع یک ترکه داشت که می گفت دستت را روی میز بگذار و یکی دوتا از آن ضربه ها نوش جان می کردیم. با این همه در کل همه معلم ها می دانند که اکثر بچه ها وقتی به خانه می روند دیگر به فکر درس و مشق نیستند.

    جای پدرت خالی است و هرگز او را ندیدی؟

    – دو سال داشتم که پدرم فوت کرد و همیشه جای خالی او در زندگی من وجود دارد. عیدها پدربزرگ من همه را دور هم جمع می کرد تا جای خالی او را پر کند. در سال جدید آرزو دارم خدا همه پدرها را در صحت و سلامت حفظ کند اما در کل دوست داشتم یک دنیا را نداشته باشم اما پدرم باشد. در کل سرنوشت است و کار خداوند، امیدوارم جای خالی او را من و برادرم برای مادر زحمتکشم پر کنیم.

    در قطر اما تنها نیستی با این همه فوتبالیست ایرانی، محمد نوری، مسعود شجاعی، جواد نکونام، مجتبی جباری و اشکان دژآگه، پژمان منتظری و …

    – اینجا خیلی بهتر از چین است. هم اینجا ایرانی ها حضور دارند و هم فوتبالیست های ایرانی هستند. در چین بد نگذشت اما اینجا خوش می گذرد.

    ژاوی چطوره؟

    – اصلا فکر نمی کردم یک آدم با این اسم و رسم و با این همه معروفیت اینقدر با شخصیت باشد. ژاوی حکایت همان درختی است که هر چه پربارتر است، سرش پایین تر است. روز اول که رفتم برخوردی با من داشت که انگار 10 سال است من را می شناسد.

    اولین برخوردی که با او داشتی چطور پیش آمد؟

    – در فیزیوتراپی بودم و آمد سمت من و احوالپرسی کرد. واقعا مگر داریم آنقدر خوب؟! او گفت امیدوارم همه چیز برای تو خوب پیش برود و خیلی خوش آمدی و امیدوارم همه شرایط بر وفق مراد باشد و کار را خوب جلو ببری. من تعجب کردم که واقعا این ژاوی است و خیلی لذت بردم از اخلاقش.

    اینجا به نظر می رسد یک فرصت خوب برای تو باشد تا از تجربیات او بهره ببری. این چیزی بود که مجتبی جباری هم به آن اشاره داشت.

    – کل دنیا می دانند سبک فوتبال ژاوی استپ و پاس است و وقتی رفت، مسی هم گفت تیم ما فلج شد. در کل یکی از اهدافم این است که در کنار ژاوی تجربیاتی به دست بیاورم که در آینده به کار بگیرم. زیدان بعد از 4 سال که فوتبال را کنار گذاشت سرمربی رئال شد و گواردیولا و انریکه هم همین طور و شک ندارم ژاوی هم سرمربی بارسلونا خواهد شد و در کنار استفاده باشگاه از او من هم هدف هایی دارم که خودم را خوب نشان بدهم و یک جورایی بگویم بازیکنان ایرانی هم می توانند در سطح لیگ اول اروپا بازی کنند.

    موقع کودکی آرزوی تو چه بود؟

    – همیشه از خدا می خواستم خدایا به تیم ملی بروم یا به تیم پاس تهران بروم چون آن موقع تیم خیلی خوبی بود. یا اینکه قرارداد میلیونی یا میلیاردی ببندم. خدا شاهد است که دروغ نمی گویم. تلاش کردم و به این اهدافم رسیدم. الان هم برای چند سال دیگر آرزو دارم.

    سقف آرزوهایت در فوتبال بازی در کدام تیم های اروپایی است؟

    – سقف آرزوهایم بازی در رئال مادرید است.

    رئال؟! پس چرا الان هم بازی ژاوی هستی؟

    – سقف که نمی توان تعریف کرد اما از خدا خواستم هر چه می دهی اول ظرفیتش را به من عطا کن. بعد از رئال، بازی در بایرن مونیخ را دوست دارم.

    بایرن که شدنی است، بازیکنانی مثل دایی و کریمی را آنجا داشتیم.

    – علی دایی و علی کریمی اسطوره هستند و امیدوارم یک روز مثل این بزرگان بشوم.

    مرسی از روزنامه گل

    %d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af
  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه
  • X