جدیدترین ها در سایت جدیده
%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d9%88%da%a9%d8%b1
  • اخبار
  • استخدام جدید
  • دینی و مذهبی
  • دنیای تکنولوژی و فناوری
  • اخبار اقتصادی
  • دنیای خودرو
  • homina416876645654

    مجموعه عکس حمید گودرزی + بیوگرافی کامل و مصاحبه خواندنی

    مجموعه : بیوگرافی , بیوگرافی بازیگران

    حمید گودرزی متولد ۱۳۵۶، فارغ التحصیل بازیگری از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران است. وی فعالیت هنری را با بازی در نمایش «کشتی اسپرانزا» به کارگردانی محمد رحمانیان آغاز کرد.

    حمید گودرزی

     

    نخستین تجربه سینمایی او، بازی کوتاهی در فیلم «سهراب» به کارگردانی سعید سهیلی می‌باشد.

    فیلم‌ها :

    ۱۳۹۳: ایران برگر (مسعود جعفری جوزانی)
    ۱۳۸۹: دزدان خیابان جردن (وحید اسلامی)
    ۱۳۸۹: زن‌ها شگفت انگیزند (مهرداد فرید)
    ۱۳۸۸: داماد خجالتی (آرش معیریان)
    ۱۳۸۸: خیابان بیست و چهارم (سعید اسدی)
    ۱۳۸۷: کیش و مات (جمشید حیدری)
    ۱۳۸۶: انعکاس (رضا کریمی)
    ۱۳۸۶: تلافی (سعید اسدی)
    ۱۳۸۶: قرنطینه (منوچهر هادی)
    ۱۳۸۶: مجنون لیلی (قاسم جعفری)
    ۱۳۸۵: بی وفا (اصغر نعیمی)
    ۱۳۸۵: گناه من (مهرشاد کارخانی)
    ۱۳۸۴: چپ دست (آرش معیریان)
    ۱۳۸۴: قتل آنلاین (مسعود آب‌پرور)
    ۱۳۸۳: بازنده (قاسم جعفری)
    ۱۳۸۱: پسران مهتاب (ارتشی در تاریکی) (مهدی ودادی)
    ۱۳۷۸: سهراب (سعید سهیلی)
    ۱۳۸۹: ما سه نفر (مهرداد فرید)

    عکس حمید گودرزی

     

    سریال‌ها :

    سال تولید نام مجموعه سمت‌ها نقش کارگردان شبکه پخش توضیحات
    ۱۳۹۱ لاله وحشی بازیگر محمد فلورا سام ۵ ۱۳۹۳
    ۱۳۸۹ قلب یخی (فصل اول) بازیگر فرزادجهان آرایی محمدحسین لطیفی تصویر دنیای هنر ۱۳۸۹ نخستین سریال ویژه
    شبکه نمایش خانگی در ایران
    ۱۳۸۸ پنجمین خورشید بازیگر محسن یزدانی علیرضا افخمی ۳ رمضان ۱۳۸۸
    ۱۳۸۳ کمکم کن بازیگر سروش کرامتی قاسم جعفری ۲ رمضان ۱۳۸۳
    ۱۳۸۳ تب سرد بازیگر حامد سعیدی علیرضا افخمی ۳ ۱۳۸۳
    ۱۳۸۱ مسافری از هند بازیگر فرزاد نادری قاسم جعفری ۱۳۸۲
    دانی و من بازیگر سریال کودکانه

    مصاحبه خواندنی با حمید گودرزی بازیگر محبوب کشورمان :

    مصاحبه حمید گودرزی

    عادت کرده‌ایم که هرچندوقت‌ یک‌بار منتظر یک سریال پرسروصدا از او باشیم. بازیگری که بعد از درخشش در سریال «مسافری از هند» خیلی‌ها روی آینده روشن و اقبال بلندش در سینما و تلویزیون شرط می‌بستند. اما به جز حضور در فیلم مجنون لیلی، اتفاق دیگری نیفتاد. اینکه بخت با او یار نبوده یا هر دلیل دیگری چیزهایی نیست که بخواهیم حالا موشکافی‌شان کنیم. او دوباره با سریال «زمانه» برگشته تا یک تلنگر دیگر برای همه آنهایی باشد که در تمام این سال‌ها حمید گودرزی و بازی‌هایش را دنبال کرده‌اند. یک بهانه خوب برای گپ و گفت با بازیگری که بیشتر از هرچیز دیگری این‌بار از زندگی شخصی و روحیاتش می‌گوید. چیزهایی که شاید تا حالا از زبان او نشنیده بودید.چند سال است که بازیگری را شروع کردی؟از سال 74 با سریال «دانی و من»

     چند وقت است که ازدواج کردی؟

    7سال است.

     شنیده‌ایم که حمید گودرزی زن‌ذلیل است؟

    بله (می‌خندد).

     از شوخی گذشته چقدر از خانمت حساب می‌بری؟

    به هر حال وقتی متاهل می‌شوی و ازدواج می‌کنی، باید از همسرت حساب ببری. بالاخره زندگی‌ات شده است «ما» و دیگر «من» وجود ندارد. من کوچک‌تر از آن هستم که بخواهم نصیحت کنم اما فکر می‌کنم ما جوان‌ها باید حد وسط را داشته باشیم تا زندگی مشترک‌مان ادامه‌دار و بنیان آن محکم شود. فکر می‌کنم باید توقع‌های بیجا را در زندگی مشترک دور کرد.

    یعنی معتقدی تقسیم کردن زندگی بین زن و شوهر به نفع آنهاست؟

    بله. به نظرم زن و شوهر در زندگی مشترک باید توانمندی‌های یکدیگر را بشناسند و نسبت به آن توانمندی‌ها از هم انتظار داشته باشند. این مسئله باعث می‌شود، زندگی‌ها دوام پیدا کند.

    مردم نقش منفی را تف و لعنت می‌کنند

     به نظر می‌آید جدیدا به ژانر طنز علاقه پیدا کرده‌ای آیا می‌خواهی در این ژانر بازی را ادامه دهی؟

    برای من فرقی نمی‌کند در چه ژانری بازی کنم؛ چه کمدی، چه ملودرام. اما فقط نقش مثبت بازی می‌کنم. در کل بازی در نقش منفی را نمی‌پذیرم چون مردم کاراکترهای منفی را دوست ندارند.

    حمید گودرزییعنی تا به‌حال نقش منفی بازی نکردی؟

    نه خدا را شکر. فقط در سریال «مسافری از هند» نقشم کمی منفی به نظر می‌رسید اما در نهایت آن نقش را تبدیل به جوان متعصبی کردم که روی خانواده‌اش تعصب دارد. در مملکت ما اینطور جا افتاده است که اگر کسی نقش منفی بازی کند، مردم تا آخر کار، او را نفرین می‌کنند. خود من هم همین‌طور هستم از دست نقش منفی‌ها حرص می‌خورم به خصوص وقتی که بازیگر، آن نقش را خوب بازی نکرده باشد. یادم می‌آید در یک فیلم از گاوصندوق پدرم دزدی کردم، چشم‌تان روز بد نبیند از فردای آن روز هر کسی من را می‌دید می‌گفت، آقای گودرزی از شما بعید بود (می‌خندد).

    دستمزدم را ندادند، من را کشتند

    ماجرای بازی تو در سریال «قلب یخی» چه بود؟ چرا یکدفعه از فیلم حذف شدی؟

    وقتی در سریال «قلب یخی» شروع به بازی کردم، متوجه شدم بعضی از دوستان قصد دارند از من سوءاستفاده‌هایی کنند که این مسئله منجر به به‌هم‌خوردن رابطه من با آنها و ایجاد دعوا و مشکل شد. همین مشکل باعث شد داستان سریال را تغییر دهند و زودهنگام در سریال کشته شوم. اگر دقت کنید این سریال تنها کاری است که من یکدفعه از آن حذف می‌شوم (می‌خندد).ناگفته نماند منشا بیشتر مشکلات من با آن گروه، مشکلات مالی بود. به هر حال کار کردن و رفاقت دوطرفه است اما انگار در مورد آن رابطه این اتفاق نیفتاد. به من گفتند، نه‌تنها دستمزدت را پرداخت نمی‌کنیم بلکه تو را می‌کشیم، دیگران هم حرف اضافه بزنند آنها را هم می‌کشیم (البته در سریال) خلاصه این مسائل تمام شد. سری دوم «قلب یخی» ساخته شد. من دیدم دوباره عکس من روی پوستر فیلم هست. من از همین جا اعلام می‌کنم من در قلب یخی دوم بازی نکرده‌ام و هرگونه عکس و اسمی که در این سریال از من زده شده است به دلیل فروش سی‌دی‌هایشان است. این کار فرهنگی نیست. روی جلد سی‌دی عکسی باشد که داخل پکیج، خبری از آن فرد نیست. ما اگر مدعی هستیم کار فرهنگی انجام می‌دهیم و به هنرمندان‌مان ارزش می‌گذاریم نباید این کار را انجام دهیم.

    دستان شکیبایی را بوسیدم

    من از علاقه‌مندان خسرو شکیبایی بودم. افتخار این را داشتم که دست ایشان را ببوسم و اولین کسی بودم که همراه با بیژن‌بنفشه‌خواه صدای ایشان را بازی کردم. مدت‌ها تمرین کردم که بتوانم صدای ایشان را دربیاورم.

    شاگرد استاد نوری بودم

     شنیده‌‌ام می‌خواهی در یک گروه موسیقی بخوانی. درست است؟

    یک صحبت‌هایی کرده‌ایم. هنوز مشخص نیست که این اتفاق بیفتد یا نه. من به خوانندگی علاقه دارم اما فکر می‌کنم باید نگاهت به هنر عمیق باشد اگر می‌خواهی خواننده باشی یا بازیگر باید خیلی جدی حرفه مورد علاقه‌ات را دنبال کنی. فکر نکنیم کار هنری شوخی است و جا پای یکدیگر نگذاریم. من در 17سالگی به کلاس‌های سولفژ می‌رفتم، شاگرد استاد نوری هم بودم، دوره‌های آقای راست‌گفتار را هم گذرانده‌ام. در واقع الفبای ابتدایی موسیقی را یاد گرفتم.

    همسرم پولدار است!

     باتوجه به اینکه رشته تحصیلی‌ات کارگردانی است، تصمیم نداری کارگردانی را هم تجربه کنی؟

    فعلا تصمیم ندارم. دوست دارم وقتی پخته‌تر که شدم و تجارب بیشتری به دست آوردم سراغ کارگردانی بروم. فکر می‌کنم وقتی می‌خواهی در مقام کارگردان ظاهر شوی باید حرفی برای گفتن داشته باشی. یک حرف جدید که قبلی‌ها نزده باشند و ارزش مطرح شدن داشته باشد.

    عکس جدید حمید گودرزیهیچ‌وقت غم نان باعث شد در کاری که دلت نمی‌خواهد بازی کنی؟نه، ‌هیچ وقت

    یعنی کسب و کار دیگری داری؟

    نه. وضع مالی خانمم خوب است (می‌خندد).

    یعنی داماد سرخانه‌ای؟

    نه، داماد سرخانه چیست؟! از نظر من در سینمای ایران در طول سال یک تا 3 فیلم خوب ساخته می‌شود، یعنی 99درصد فیلم‌هاخوب نیست. از کجا معلوم این 3 فیلم خوب در خانه من را بزند. کسی هم نیستم که بروم سراغ کارگردان‌ها و بگویم لطفا این نقش را به من بدهید.

    اسپیکر سرخودم

    یعنی می‌گویی این اتفاق‌ها در سینمای ما پیش می‌آید؟ و بازیگرها باید دنبال نقش بدوند.

    بله، من رودربایستی ندارم. در برنامه هفت آقای جیرانی هم بارها گفتم می‌خواهم بیایم و حرف‌هایم را بازگو کنم اما متاسفانه این فرصت پیش نیامد. در سینما یا باید وارد یک باند و گروه شوی یا تنها بمانی. من جزو کسانی هستم که بدون باند و گروه خاصی کارم را ادامه دادم. در واقع همیشه خودم اسپیکر سرخود بودم.

    البته این اتفاق خوبی است که تو روی پای خودت ایستادی و تنها حامی تو خانواده‌ات بودند. واقعیت هم این است که وقتی خانواده تو همراهت هستند و از تو حمایت می‌کنند تو با دلگرمی بیشتر کارت را ادامه می‌دهی و نتیجه‌اش می‌شود حمید گودرزی که مردم کارهایش را دوست دارند.

    بله، اول به خدا تکیه می‌کنم و بعد خانواده‌ام و دوستان خوبی که یاری‌ام می‌کنند.

    ترسیدم بینی‌ام صدمه ببیند،  بوکس را کنار گذاشتم

    تو با این روحیات لطیف و عاشقانه‌ای که داری، چطور شد از بین رشته‌های ورزشی سراغ بوکس رفتی؟

    من 3 ماه دوره بوکس دیدم. به دلیل بازی در سریال «مسافری از هند» این دوره را گذراندم. اما خیلی زود این رشته ورزشی را کنار گذاشتم و ترس این را داشتم که بینی‌ام صدمه ببیند و آروزهایم به باد برود. اما اهل ورزش هستم هیچ‌کس در پینگ‌پنگ حریف من نمی‌شود، در فوتبال گل کوچک هم حرفه‌ای هستم، در تیراندازی و شنا هم می‌توانم با دوستان رقابت کنم. فقط سوارکاری را تجربه نکردم، به این دلیل  که می‌ترسم از روی اسب بیفتم و دنده‌هایم صدمه ببیند.

    به نظر می‌آید خیلی به سلامتت توجه می‌کنی؟

    دقیقا اینطور است. نه به این دلیل که بازیگرم بلکه فکر می‌کنم همه باید با ورزش و رسیدی به خود، مراقب طول عمرمان باشیم.

    کتاب‌هایم را فروختم، چاقاله بادام گرفتم

    در کودکی‌ام بچه شر و شیطانی بودم. یادم می‌آید فصل بهار بود و گوجه‌سبز تازه به بازار آمده بود. به پدرم گفتم برایم گوجه‌سبز بخر اما نخرید. من به مدرسه رفتم و دوستی داشتم به اسم روحی. به من گفت اگر کتاب‌هایمان را به او بدهیم آنها را به شکل قیف درمی‌آورد و در عوض آن به ما یک سیر گوجه‌‌سبز می‌دهد. من هم کتاب‌های علوم، ریاضی و دیکته‌ام را به او دادم. دوستم نامردی کرد و گفت تعداد کتاب‌هایت کم است به جای گوجه‌سبز، چاقاله بادام به من داد. خلاصه جای شما خالی آن شب یک کتک مفصل خوردم.

    دعا می‌کنم پرچم ایران همیشه بالا باشد

    در زندگی‌ات چقدر دعا می‌کنی؟ منظورم این است که آدم معتقدی هستی؟

    اگر خدا قبول کند خیلی دعا می‌کنم. به نظرم کسی که معتقد نیست اصلا انسان نیست. هر کسی باید در زندگی به چیزهایی معتقد باشد. عقیده دارم نباید به کسی که به چیزی اعتقاد ندارد، اطمینان کرد. چنین کسی را نباید به خانه‌ات راه بدهی و باید از این طیف افراد دوری کرد.

    وقتی زندگی‌ات دچار مشکل می‌شود چطور با خدا راز و نیاز می‌کنی؟

    اول می‌خواهم چیزی که صلاح من است برایم پیش بیاید. چند وقت پیش رباط پایم پاره شد و همین مسئله باعث شد چند وقتی کار نکنم. دچار تردید و دودلی شده بودم که نکند فراموش شده‌ام. همان زمان از خدا خواستم هرچه صلاح من است برایم پیش بیاید و همین‌طور هم شد. در کل دعای همیشگی‌ام این است خدایا پرچم ایران و ایرانی همیشه بالا باشد.

    حمید گودرزی «زن ذلیــل» است! 

    عکس زن حمید گودرزی

    اگر برای‌ شما هم این سوال پیش آمده که چرا حمید گودرزی دیگر در «قلب یخی» نیست، اگر دوست دارید بدانید در زندگی مشترکش چگونه آدمی است، اگر برای شما هم بامزه است بدانید چرا به خاطر یک سیر گوجه سبز کتاب‌های مدرسه‌اش را فروخته، زندگی ایده‌آل شما را به خواندن این صفحات دعوت می‌کند

    حدود 7 سال اسـت ازدواج کرده‌ام و اینکه شایعه کرده‌اند حمید گودرزی «زن ذلیــل» است، صحت دارد! (خنده) من کوچک‌تر از آنی هستم که بخواهم نصیحت یا پیشنهادی به کسی بکنم اما به‌نظرم وقتی یک زن و مرد با هم ازدواج می‌کنند، دیگر قضیه «من» از بین می‌رود و همه چیزشان مشترک می‌شود، بنابراین باید بگویند «ما» یک زوج باید از توانایی‌های همدیگر شناخت کامل داشته و بنا بر همان شناخت، از یکدیگر توقع و انتظار داشته باشند.

    قلب یخی از من سوءاستفاده کرد!

    درباره سریال «قلب یخی» باید بگویم متأسفانه گروهی که در حال ساخت این مجموعه بودند، (از شخص خاصی نام نمی‌برم) یک‌جورهایی از من و امثال من سوءاستفاده کردند و این اتفاق، باعث شد دعوایی بین من و عوامل کار به‌وجود بیاید و با همین دعوا، فیلم‌نامه تغییر کرد و در فیلم من را کشتند، به همین سادگی! آنهایی که کارهای من را دیده‌اند، می‌دانند این نخستین فیلمی است که به این زودی در آن می‌میرم، وگرنه من در اکثر کارها تا انتها حضور دارم. مشکل ما به مسائل مالی مربوط می‌شد و همه چیز یکطرفه جلو می‌رفت، وقتی هم حق خودم را خواستم، خیلی راحت گفتند تو را در فیلم می‌کشیم، بقیه هم اگر حرف اضافه بزنند، یکی ‌یکی می‌کشیم! بعد از این اتفاق، وقتی سری جدید این سریال روانه بازار شد، دوباره دیدم عکس من را روی بسته فیلم گذاشته‌اند! همین‌جا اعلام می‌کنم من دیگر در این سریال بازی نمی‌کنم و در سری جدیدش نیز حضور ندارم. واقعا این کاری که دوستان می‌کنند، فرهنگی نیست و اگر ما ادعای انجام کار فرهنگی داریم، این شیوه برخورد با یک هنرمند به هیچ وجه صحیح نیست.

    هر وقت پخته‌تر شدم کارگردانی می‌کنم

    34 سالم است و رشته اصلی‌ام در دانشگاه کارگردانی_بازیگری بوده است. به‌نظرم الان برای کارگردانی زود است و باید کمی سن و سالم بالاتر برود و پخته‌تر بشوم. مطمئنا زمانی سراغ کارگردانی خواهم رفت که حرف جدیدی برای مردم داشته باشم و آدم‌های قبلی سراغ آن نرفته باشند. اینکه بخواهم همان حرف‌های قدیمی که بارها و بارها افراد دیگر تکرارش کرده‌اند، بزنم هیچ ارزشی نخواهد داشت.

    داماد سرخانه نیستم

    مسلما نمی‌توانم بگویم از تمام کارهایی که تا امروز انجام داده‌ام راضی بوده‌ام، بالاخره در بعضی کارها گول خوردم و بعضی‌هایشان را نیز از سر اجبار انجام داده‌ام! اما هیچ‌وقت به خاطر پول و غم نان سر کاری حاضر نشدم. کسب و کاری هم غیراز بازیگری ندارم اما وضعیت مالی همسرم خیلی خوب است(خنده!) البته نه اینکه داماد سرخانه باشم‌ها (خنده!) جدا از شوخی، در سینمای ایران سالانه فقط 3-2 فیلم خوب ساخته می‌شود و بقیه‌شان به درد نمی‌خورند، از کجا معلوم در همان 3-2 فیلم خوب شانس در خانه من را بزند و من هم در آنها بازی کنم؟ آدمی هم نیستم که بخواهم بروم پیش کسی و به بهانه چای خوردن درخواست بازی در یک نقش را بکنم! با هیچ‌کس رودربایستی ندارم و همیشه بی‌‌پروا حرف‌هایم را زده‌ام، حتی چند بار هم از آقای فریدون جیرانی درخواست کرده‌ام اجازه بدهد در برنامه‌اش حرف‌هایم را بزنم اما این امکان میسر نشده است. در سینمای ایران اگر عضو باند خاصی باشی که هستی اما من جزو هیچ باندی نبودم و خودم روی پای خودم ایستادم و به اینجا رسیدم.

    حمید گودرزی

    امروز همه خواننده هستند

    یک گروه موسیقی حرف‌‌هایی با من زده‌اند که بتوانیم با هم همکاری داشته باشیم، آنها امروز در حال ضبط کارهای‌شان هستند و با من هم رایزنی‌هایی انجام داده‌اند. خیلی به موسیقی و خوانندگی علاقه دارم اما متأسفانه امروز هر کسی با دستگاه‌های جدید خواننده می‌شود! به‌نظرم خیلی باید به مقوله خوانندگی و آهنگسازی عمیق‌تر نگاه کرد. اگر می‌خواهیم فوتبالیست، بازیگر یا خواننده شویم، عمیق‌تر و جدی‌تر به همه مسائل نگاه کنیم، نه اینکه فکر کنیم مثلا هنر شوخی است! 17 ساله بودم که کلاس‌ سولفژ ثبت‌نام کردم و در کنار اساتید بزرگی همچون محمد نوری و آقای راست‌گفتار دوره‌های تخصصی این کار را گذراندم و تا حدودی با موسیقی و خوانندگی آشنایی پیدا کردم.

    2 ورزش اصلی را بلدم

    از آنجا که در‌ فیلم «مسافری از هند» ‌نقش پسری را بازی می‌کردم که بوکسور بود، مجبور شدم یک دوره 3 ماهه بوکس بگذرانم و اینکه خیلی‌ها تصور می‌کنند من بوکسورم اشتباه است چون اگر می‌خواستم این رشته را ادامه دهم دماغ و صورتم از بین می‌رفت و دیگر از نان خوردن می‌افتادم! این دوره را هم برای این گذراندم که در صحنه‌های فیلم ضرباتم را درست بزنم، در کل اهل ورزش هستم؛ در پینگ‌پنگ کسی حریفم نمی‌شود، در فوتبال گل کوچک بسیار تبحر دارم، یک مدت بدنسازی می‌رفتم، شنا و تیراندازی‌ام هم خوب است. از 3 ورزش اصلی که یک مرد باید بلد باشد، شنا و تیراندازی‌اش را بلدم اما سوارکاری را نه، همیشه هم از این موضوع ترسیده‌ام که نکند از روی اسب پرت شوم زمین و آن هم با لگد بزند دنده‌هایم را بشکند! نه‌ فقط به خاطر اینکه بازیگرم باید حواسم به سلامتم باشد بلکه همه باید به سلامت‌شان اهمیت دهند، بهترین راهش نیز ورزش است.

    به خاطر یک سیر گوجه سبز

    کلاس اول دبستان بودم، فصل بهار بود، تازه گوجه سبز آمده بود، به پدرم گفتم برایم بخر اما نخرید! چون تازه آمده بود، هسته‌هایش خیلی زود می‌شکست و به خاطر اینکه تلخ می‌شد پدرم برایم نمی‌خرید. رفتم مدرسه، یکی از دوستانم به من گفت اگر کتاب‌های‌مان را به گوجه‌سبز‌فروش بدهیم، او با آنها قیف درست می‌کند تا گوجه سبزها را به مردم بفروشد، در ازای کتاب‌های‌مان هم یک سیر گوجه سبز می‌گیریم! من هم کتاب‌های علوم، ریاضی و… را دادم! جالب اینکه آن بنده‌ خدا به ما گفت کتاب‌های‌تان کم است، بنابراین به جای گوجه سبز، چغاله بادام بهتان می‌دهم! چغاله بادام‌ها را خوردم و جای‌تان خالی شبش هم یک کتک مفصل در خانه خوردم!

    بازیگر بدون تماشاگر یعنی هیچ

    دوست ندارم همسرم بازیگر شود اما ایشان با کار من هیچ مشکلی ندارند. یک خواهش بزرگ از مسئولان محترم دارم؛ مزخرف‌ترین و احمق‌ترین خواننده‌های آمریکایی که آنچنان طرفداری هم ندارند، وقتی کمی مشهور می‌شوند مسئولان‌شان می‌کشانندشان یک گوشه و بهشان تذکر می‌دهند مثلا دیگر حق نداری فلان رستوران بروی  با فلان آدم‌ها دیگر حق رفت‌وآمد نداری و…. من خواهشم از مسئولان مملکت این است که وقتی آدم‌هایی به واسطه حرفه‌شان مشهور می‌شوند، کلاس‌های توجیهی و آموزشی برایشان برگزار کنند و آداب شهرت را به آنها بیاموزند؛ مثلا بگویند چگونه با مردم رفتار کنند، عکس بیندازند، خودشان را نگیرند و… ؛ در واقع فرهنگ شهرت را به آنها یاد بدهند. بعضی افراد به واسطه تربیت سالم خانواده‌هایشان یا تحصیلاتی که در دانشگاه داشته‌اند این فرهنگ را دارند اما یکسری هم هستند که خب این فرهنگ را ندارند و به‌عنوان یک بازیگر حد و حدودشان را رعایت نمی‌کنند! قرار نیست چون من معروفم هر کاری دلم خواست انجام دهم یا اطرافیانم را که چون آدم‌های عادی هستند تحویل نگیرم! نه! این جمله مرحوم خسرو شکیبایی است «بازیگر بدون تماشاگر یعنی هیچ.» حالا من بیایم خودم را برای مردم بگیرم؟! این خیلی مسخره‌ است‌.
    عکس خانم حمید گودرزی
    دوست ندارم کار طنز بازی کنم

    به تازگی کار در فیلم «دزدان خیابان جردن» را به پایان رسانده‌ام که تصور می‌کنم تا یک ماه دیگر آماده اکران شود. در این کار با رضا شفیعی‌جم همبازی بودم و «داریوش بابائیان تهیه‌کنندگی‌اش را برعهده داشت و وحید اسلامی آن را کارگردانی کرده است. اینکه چرا امروز بیشتر کارهای کمدی از من می‌بینید، خواسته خودم نیست بلکه به این سمت کشیدنم! اما در کل هم کار کمدی انجام می‌دهم و هم جدی. برایم مهم نیست در چه ژانری بازی کنم، فقط نقشی که قرار است بازی کنم، باید مثبت باشد نه منفی چون مردم بازیگرهای نقش‌های منفی را لعنت می‌کنند و دوست ندارند! خدا را شکر تا امروز در کارنامه‌ام نقش منفی نداشته‌ام، فقط «مسافری از هند» بود که در آن هم نقشم منفی نبود بلکه جوان باغیرتی را بازی می‌کردم که روی خانواده‌اش تعصب و غیرت زیادی داشت. در مملکت ما بازیگرانی که نقش منفی بازی می‌کنند و اتفاقا خوب هم از پس نقش برآمده باشند، این شائبه را در ذهن مردم به‌وجود می‌آورند که نکند این آدم در واقعیت هم همین خصوصیات را داشته باشد! خاطرم هست در یک فیلم نقش جوانی را بازی می‌کردم که از گاو صندوق پدرش دزدی می‌کرد، بعد از آن بود که هر کس در خیابان من را می‌دید، می‌گفت آقای گودرزی این کارها از شما بعید است!

    %d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af
  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه
  • X