جدیدترین ها در سایت جدیده
  • اخبار
  • استخدام جدید
  • دینی و مذهبی
  • دنیای تکنولوژی و فناوری
  • اخبار اقتصادی
  • دنیای خودرو
  • عکس و بیوگرافی کامل ارشا اقدسی (بدلکار) + مصاحبه جذاب

    مجموعه : بیوگرافی , گالری عکس

    ارشا اقدسی, زندگینامه ارشا اقدسی, تصاویر ارشا اقدسی, ارشا اقدسی کیست؟

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار)

    نام و نام خانوادگی: آرسا اقدسی

    تاریخ تولد: 1361

    محل تولد: تهران

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار) + عکس با همسرش

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار) + عکس با همسرش

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار)

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار) + عکس با همسرش

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار)

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار) + عکس با همسرش

    همسر ارشا اقدسی (بدلکار)

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار) + عکس با همسرش

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار)

    عکس و بیوگرافی ارشا اقدسی (بدلکار) + عکس با همسرش

    مصاحبه فوق العاده جذاب و خواندنی

    ارشا اقدسی متولد سال ۱۳۶۱ در تهران هستم.
    من مربی آی کیدو بودم که با آقای پیمان اَبدی آشنا شدم.
    پس از مدت کوتاهی، در رشته تربیت بدنی در ایتالیا پذیرفته شده بودم، اما به دلیل آشنایی با آقای اَبدی و علاقه به بدلکاری، تصمیم گرفتم ایران بمونم و فعالیت کنم و اینطور شد که ماندگار شدم.
    افتخار این رو داشتم که سرمربی باشگاه آقای اَبدی باشم و بعد از ۲ سال که بانجی افتتاح شد، اولین مربی بانجی ایران شدم و اونجا تیم خودم یعنی « تیم ۱۳ » را تشکیل دادم.
    در این گروه با بچه های پر انرژی کار کردم که از بین آنها فقط خانم مهسا احمدی ماندگار شد و همه رفته رفته کم آوردند.

    گروه بدلکاران ۱۳ در ۱۳ بهمن ۱۳۸۵ توسط ارشا اقدسی تاسیس شد و به طور فعال در ایران و کشورهای دیگر در حال همکاری با سینما-تئاتر و تلویزیون است.
    ارشا اقدسی : متاسفانه این ذهنیت وجود دارد و برخی فکر می‌کنند، بدلکاران کتک‌خورهای سینما هستند، در صورتی که بدلکاری تخصص است و بدلکار کتک‌خور سینما نیست. در تلاش هستیم این کار را از ریشه درست کنیم.
    افرادی در سینما حضور دارند که همواره کار و تلاش‌شان دیده‌نمی‌شود.
    برخی از صحنه‌های اکشن و هیجان انگیز را که می‌بینیم و لذت می‌بریم کار افرادی است که به آنها بدلکار گفته‌می‌شود. روزی بدلکار را کتک خور سینما می‌دانستند اما امروز بدلکاری یک تخصص است.
    هنروری هم نیست. کارگردانی، جدا و متخصص می‌خواهد. با وجود اینکه در سینمای ایران فیلم‌های اکشن و عجیب و غریب ساخته‌ نمی‌شود اما گروه‌های بدلکاری خوبی وجود دارد.
    یکی از این گروه ها گروه«بدلکاران ۱۳» است. شهرت آنها جهانی شده تا جایی که در پروژه‌های سینمایی هالییود همچون «جیمز باند» از آنها دعوت به عمل می‌اورند. ارشا اقدسی و مهسا احمدی جزو سرپرستان این گروه هستند.
    مهسا احمدی چندی پیش جایزه بهترین بدلکار زن دنیا را از آن خود کرد. گلایه‌هایی دارند شاید عجیب باشد که آنها را برای دیدن آثاری که در آن ایفای نقش می‌کنند در زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر به داخل کاخ جشنواره راه نداده‌اند اصلاً بسیاری از سینماگر ها آن را نمی‌شناسند و توجه نمی‌کنند جوان‌هایی که آوازه‌شان جهانی شده امروز با انگیزه بیشتر در مسیر پیشرفت سینمای ایران گام ‌برداشته‌اند یکی از ویژگی‌های آنها این علاقه شدید به ایران و پرچم ایران است که همیشه و همه‌جا همراهشان است.
    تصمیم گرفتیم برای آشنایی بیشتر با بدلکاران موفق با دو سرپرست اصلی گروه «بدلکاران ۱۳» به گفت‌وگو بنشینیم به همین دلیل از ارشا اقدسی و مهسا احمدی دعوت کردیم و ساعاتی را با آنها به گفت‌وگو نشستیم که در پی ‌می‌خوانید.

    همه ما می‌دانیم که پیمان ابدی چقدر زحمت کشید تا اتفاق خوبی در سینمای ایران بیفتد و چقدر تلاش کرد تا بتواند خودش را ثابت کند از آنجایی که شما جزو شاگردان مرحوم پیمان ابدی هستید باید گفت که موفقیت شما در کار شخصی و همچنین سینمای ایران نتیجه تلاش های وی است.

    ارشا اقدسی:ابتدا بگذارید بگویم غیر از این پیمان زحمت بسیار زیادی کشید برای بدلکاری خارج مرز های ایران که پول خوبی هم می‌دهند، اما یک بدلکار ابتدا با کارش حال می‌کند و سایر موارد در اولیت های بعدی وجود دارد. ما متوجه شدیم بهترین راهی که باعث می‌شود نام پیمان همچنان ماندگار بماند این است که این حرفه را به خوبی دنبال کنیم و در آن موفق شویم.


    یونانی که برای پیمان ابدی گریه کرد

    یادم است که وقتی مشغول فیلمبرداری صحنه‌های «جیمز باند» بودیم فردی بود که یونانی بود اما در آلمان زندگی می‌کرد زمانی که نام پیمان را بردم به سرعت او را شناخت. اروپایی‌ها خیلی افراد احساساتی نیستند اما این فرد تا متوجه شد که پیمان فوت شده است اشک در چشمانش حلقه زد با این که می گفت پیمان را تا به حال ندیده و تنها تعریفش را شنیده بود. این می‌تواند جواب افرادی باشد که می گفتند پیمان ابدی در «هشدار برای کبری ۱۱» حضور نداشته است.


    از چه زمانی با پیمان ابدی ارتباط داشتی؟
    دو سال و نیم زیر نظر پیمان کار می‌کردم و در نهایت گروه خودم را تشکیل دادم. فکر می‌کنم بیست و دو الی سه سال داشتم. قبل از آشنایی با پیمان بدلکاری نکرده بودم اما مربی باشگاه بودم به لحاظ فیزیکی نیز آماده بودم و به قول خودمان روحیاتم به این طور خُل بازی‌ها می‌خورد. پیمان تمام این نکته‌ها را در من مدیریت کرد و شکل داد. اگر چند بار دیگر متولد بشوم فقط زودتر خودم را به این حرفه می‌رسانم.
    آشنایی‌تان با پیمان چگونه شکل گرفت؟
    بسیار اتفاقی. در شهرک غرب دیدم که تبلیغاتی شده برای آموزش بدلکاری و خودم را برای ثبت نام به آنجا رساندم. به پیمان گفتم در شاخه تربیت بدنی در ایتالیا قبول شده‌ام می‌خواهم به ایتالیا بروم و پول در بیاورم اما فقط دوست دارم چیزهایی را یاد بگیرم. پیمان هم گفت: «طی این مدت چیزی یاد نمی‌گیری اما اگر دوست داری بیا».
    خلاصه رفتم و در عرض یک ماه به یکباره عاشق بدلکاری و پیمان شدم. اغراق نمی‌کنم. دو سال طول کشید تا من بورس بگیرم زحمت زیادی کشیده بودم برای این اتفاق اما بعد از یک ماه در رفتنم دو دل شدم. دو ماه که شد دیگر شک کرده بودم و دائم با پیمان مشورت می‌کردم و او هم تصمیم را بر عهده من گذاشته بود. او تنها گفت: «اگر بمانی با من موفق می‌شوی».
    همین یک جمله برای من کافی بود. رابطه ما بسیار حالت استاد شاگردی داشت. پیش از این در پرتقال کار می‌کردم و زندگی می‌کردم وضع مالی خیلی خوبی هم در آنجا داشتم با زندگی در آنطرف آشنا بودم اما زمانی که تصمیم به نرفتن گرفتم بسیاری از دوستانم به من می‌گفتند که اشتباه می‌کنی. تصور کنید این حرفه را زمانی قبول کردم که کسی آن را به عنوان یک شغل و حرفه قبول نداشت.
    خوب من به شدت به هیجان علاقه داشتم می‌گفتم مگر می‌شود تو کار‌هایی را که دوست داری انجام می‌دهی و در قبالش پولم می‌گیری. کار اداری هم داشتم اما با روحیاتم جور در نمی‌آمد. از جایی به بعد تصمیم گرفتم که تیم تشکیل دهم و به پیمان هم گفتم او هم گفت: «اگر فکر می‌کنی می‌توانی این کار را انجام بده خیلی خوب است».

    مهسا احمدی را آنقدر اذیت کردم تا برود اما نرفت
    ابتدا که تصمیم گرفتم آموزش بدهم پیمان نیز بسیار تشویقم کرد تا این که با مهسا احمدی آشنا شدم و در ابتدا گفتم:«با خانم ها کنار نمی‌آیم. با خودم می‌گفتم که این ها برای قرتی بازی آمده اند.» تا این که خودش گفت:«من همه جور پایه کار کردنم». در زمان کار کردن بسیار سخت‌گیر هستم زمانی که قرار بود آموزش‌ها و تمرین‌هایی را به مهسا احمدی بدهم این سخت‌گیری ها بیشتر می‌شد تا خودش برود در نهایت بعد از چند ماه بسیاری از شاگردانم گذاشتند و رفتند اما خانم احمدی ماند. طی سال ها بسیاری از افراد آمدند و رفتند اما مهسا احمدی همچنان خودش را ثابت کرد. تقریباً همه رفتند اما وی با قدرت ادامه داد. علاقه بسیار مهم است.

    معروفیت خود را مدیون مهربانی خبرنگارها هستیم
    اگر واقعاً در ایران نیز برای بدلکارها جایگاهی قائل بوند ما بیشتر می‌توانستیم روی کارمان تمرکز کنیم اما متاسفانه توجهی نمی‌شود و ما مجبوریم خودمان به بحث تبلیغ کردن کارمان و حرفه‌ای که در آن فعالیت داریم فکر کنیم. بچه‌های خبرنگار خیلی به ما حال می‌دهند واقعاً شاید اگر آن‌ها نبودند ما آنقدر شناخته شده نبودیم. واقعاً باید بگویم که ۷۰ درصد از موفقیت و شناخته شدن ما در کارمان را مدیون مهربانی‌های خبرنگارها هستیم. ما پتانسیلش را داشتیم اما فضای معرفی برای‌مان نبود اما خبرنگار ها این کار را انجام دادند.
  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه
  • X