جدیدترین ها در سایت جدیده
%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d9%88%da%a9%d8%b1
  • اخبار
  • استخدام جدید
  • دینی و مذهبی
  • دنیای تکنولوژی و فناوری
  • اخبار اقتصادی
  • دنیای خودرو
  • homina416876645654

    شنیدنی های جدید رامبد جوان + عکس های جدید

    مجموعه : اخبار , جدیدترین عکس های 2016 بازیگران مرد , دنیای بازیگران , گالری عکس

    مصاحبه خواندنی با رامبد جوان

    هیوا یوسفی، فرهاد عشوندی، فاطمه پاقلعه نژاد: رامبد جوان در گفتگویی می گوید می خواهد رییس جمهور را به خندوانه دعوت کند و اینکه از روحانی بپرسد چه کار می کنی که حالت خوب شود؟

    جایی در دل دشت بهشت در منطقه ای نظامی، هر روز آدم های زیادی از اقشار مختلف می روند تا در کلاسی توجیهی شرکت کنند. آنها که مدت ها قبل برای شرکت در یک برنامه تلویزیونی ثبت نام کرده اند. جایی که باید بروند و ساعتی را فقط بخندند.

    بهترین آهنگ های جناب خان خندوانه + دانلود

    این پیش شرط حضور در برنامه است. البته حضور در استودیو به همین سادگی ها هم نیست. اصلا به همین دلیل است که گروه میهمانان باید چند ساعتی قبل از ضبط در کلاس توجیهی شرکت کنند. بخصوص خانم ها باید بدانند چه لباس هایی باید بپوشند، وضعیت حجاب شان چطور باشد. بقیه هم باید بدانند چه وقتی، چه کاری انجام می شود.

    این قوانین پشت صحنه خندوانه است؛ برنامه ای که با رامبد جوان این روزها توانسته یکی از پربیننده ترین ها باشد. رامبد ساعتی قبل از ضبط یکی از برنامه هایش روبروی مان نشست، در حالی که کاملا مشخص بود استرس ضبط دارد. او خیلی صریح از این گفت که حال بد خودش دلیل اصلی ساخت خندوانه بوده. اینکه احساس کرده مردم نیاز به خندیدن دارند، اینکه وضع بحرانی است و حتی اگر برای ساعتی بی دلیل بخندند شاید حال شان بهتر شود؛ ‌البته شاید.

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (1)

    ترکیب اسم «رامبد جوان» خودش به تنهایی جذاب است و خود اسم شما به تنهایی شادی به همراه دارد. این اسم از ابتدا بوده یا اینکه نام مستعار یا حرفه ای شماست؟

    – من اهل این ننربازی ها نیستم. اسمم رامبد جوان تبریزی است و بله شما درست می گویید بعضی وقت ها پیش می آید که یک اسم و فامیل با هم جور درمی آید و انتخاب مناسبی است و قطعا هم تاثیر دارد و بی تاثیر نیست. به هر حال فضایی که صاحب آن اسم ایجاد می کند، می تواند ذهن تماشاچی را قلقلک بدهد که در آینده وقتی آن اسم را می شنود چه ذهنیتی داشته باشد. از آنجا که برنامه های من و کارهایم همیشه کمدی و سرحال یا لااقل شیرین و انرژیک بوده، در نتیجه این تاثیر را می گذارد و الان هم خندوانه دقیقا همین کار را می کند.

    یک وقت هایی سوال پیش می آید که چنین برنامه ای چرا باید در این شبکه باشد که گستره دیدش کمتر است و اگر در یک شبکه سراسری بود، شاید مثل یک بمب عمل می کرد. فکر می کنم در این 20 شبکه دیجیتالی که راه اندازی شده دو برنامه اینطور با استقبال روبرو شده؛ یکی برنامه شما و یکی هم برنامه فوتبال 120 عادل فردوسی پور که البته به اندازه خندوانه گل نکرده است. اینجا باغ یک پوززنی اساسی از عادل جلو افتادید.

    – من در زندگی با هیچ کس پوززنی ندارم، مخصوصا عادل که از دوستان خوب من است.

    البته اول طرح برنامه را برای شبکه دو داده بودید.

    – بله، سال 86.

    الان حسرت نمی خورید که برنامه شما جایی نیست که همه بتوانند ببینند؟

    – اصلا!

    آن چیزی که از برنامه می خواستید اتفاق افتاده؟

    – به نظرم همه چیز درست است. البته تا اینجا که هستیم و هر چه جلوتر می رویم باید دقت و طراحی های بیشتری داشته باشیم. اصلا اینکه شبکه درست است یا غلط، به نظرم کاملا درست است. من نمی دانم اگر در شبکه دیگری بودیم، همین اتفاق برای خندوانه می افتاد یا خیر.

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (1)

    یعنی می گویید که آدم ها شما را انتخاب می کنند و می بینند؟

    – شبکه نسیم به هر حال شبکه تخصصی کمدی و مفرح و شادی است به علاوه اینکه مدیریت آن آقای دکتر کرمی در طول 25-24 سالی که من در تلویزیون کار می کنم جزو معدود مدیرانی هستند که اینقدر همراه گروه سازنده هستند و اینقدر مدیریت آگاه و دقیق و خوبی دارند.

    شاید اگر هر کس دیگری هم جای ایشان بود بالاخره از خدایش بود که رامبد جوان یک برنامه ای آورده و شبکه اش را زنده کرده.

    – به نظرم این همکاری برد – برد است. ایشان شرایطی برای ما ایجاد می کند که ما بتوانیم کار کنیم و ما کار خوب ارائه می دهیم که شبکه ایشان دیده شود.

    افرادی که برای شرکت در برنامه می آیند چطور گزینش می شوند؟

    – اینها از طریق اس ام اس، تلفن و سایت از سری قبل تا حالا ثبت نام کرده اند.

    یعنی همچنان یک صف طولانی از کسانی دارید که می خواهند در برنامه شرکت کنند؟

    – نزدیک به یک میلیون نفر.

    یک میلیون نفر؟!

    – تا اوایل برنامه 600 هزار نفر بودند ولی الان در مرز یک میلیون نفر هستند.

    این دیگر قطعا پوززنی عادل است.

    – نه برنامه جوری است که مردم دوست دارند در آن حضور داشته باشند.

    این میزان استقبال را قبلا خودتان تجربه نکرده بودید؟

    – نمی دانم. شاید نه!

    البته شاید برنامه هایی داشته اید که مردم خیلی دوست داشتند ولی به نظر می رسد خندوانه از همه موفق تر است.

    – فرمت برنامه اینطور است که تماشاچی می تواند بیاید و به آن نزدیک شود. همه کارهای من قبلا سریال و فیلم بوده و فقط واکنش های مردم را می دیدی اما الان مردم احساس می کنند می توانند بیایند و درگیر این کار شوند.

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (1)

    مدت های زیادی بود که چنین جُنگ هایی در ایران مرده بودند. یک دوره ای اوایل دهه 80 خیلی ساخته شد اما بعد دیدند مثل طنزهای 90 قسمتی شورش درآمده…

    – شور درآمدن ندارد. یعنی به نظر من هیچ کاری شورش درنمی آید مگر اینکه آدم بلدش نباشد. همه کارهای دنیا که درست چیده و ارائه می شوند گاهی سالیان سال بازدهی دارند. پروژه هایی مثل سریال یا شوی تلویزیونی که 20 سال روی آنتن باشند، زیاد دیده ایم. یک موضوع مهم در مورد آنها این است که هر شب پخش نمی شوند و سریال ها و شوهای تلویزیونی هفتگی هستند و به همین دلیل وقت می کنند آنها را خوب و در سطح درجه ی بسازند و مفصل و طولانی هم ارائه دهند. نمی دانم ماجرای اینکه ما هر شب باید برنامه داشته باشیم…

    این هر شب ارائه شدن پیشنهاد خودتان بود؟

    – اصلا حرفم این است که این مسئله به یک مکانیزم تبدیل شده. اینکه با هر شب پخش شدن، برنامه بهتر دیده می شود. تلویزیون ما به این دلیل که متاسفانه در آن برنامه های خوب کم است، تماشاچی ثابت ندارد. یک مدتی یک عده ای هستند، بعد نیستند یا یک برنامه خوب است ولی وقتی تمام می شود، تماشاچی هم از دست می رود و اینها باعث می شود که مجبور باشی تماشاچی خودت را پیدا کنی. اگر تماشاچی ثابت داشته باشی، می توانی با او قرار بگذاری که هفته ای یک بار می بینمت اما وقتی می روند و می آیند و اصلا معلوم نیست کی به کیه یا چطور باید ارتباط برقرار کنی، مجبوری هر شب باشی تا گیرت بیاورند.

    البته این هم آسیب هایی دارد، مثلا در مورد کارهای طنز هر شب الان مهراب قاسمخانی یکسری از این مشکلات را به عنوان خاطره در اینستاگرامش مطرح می کند که مثلا برای برنامه شب، همان بعدازظهر تازه به دنبال قصه بودند. شما هر برنامه را همان روز تهیه می کنید؟

    – نه، ما پنج شش برنامه جلو هستیم و خیلی هم نمی خواهیم جلو بیفتیم. البته اینکه جلو هستیم معنایش این نیست که برنامه ای که الان ضبط می کنیم حتما پنج شش روز بعد پخش شود. چیدمان برنامه ها دست خودمان است. ممکن ناست یک برنامه ضبط کنیم فردا پخش شود یا یک برنامه ضبط کنیم 10 روز بعد پخش شود.

    برای تان مهم است که برنامه ها پشت سر هم ضعیف نباشند، به همین دلیل آنها را جابجا می کنید؟

    – حتما و قطعا! اصلا سعی می کنیم برنامه ضعیف نداشته باشیم اما ماجرا به این صورت است که بعضی برنامه ها مردمی تر هستند و بعضی برنامه ها کمتر مردمی هستند و باید این شکلی باشد.

    در این چند برنامه آخر کدام برنامه را خیلی دوست داشتی و احساس کردی مردمی تر بوده؟

    – برنامه امین (حیایی) را خیلی دوست داشتم. برنامه آقای شکرخواه را خیلی دوست داشتم.

    خوب بود؟

    – فوق العاده بود، خوب نبود.

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (1)

    یک مقدار سنگین تر بود و خنده هایش کمتر بود.

    – نکته ما همین است که می خواهیم به تماشاچی این را بگوییم که قرار نیست فقط بخندی و اصلا این ادعا را نداریم. ما می گوییم بخندید ولی…

    ما چون روزنامه نگار هستیم می گفتیم اگر آقای فریدون صدیقی را می آوردید، مجال صحبت به شما هم نمی داد و برنامه جذاب تر می شد.

    – ما می گوییم باید یک روش زندگی پیدا کنیم که یاد بگیریم حال مان خوب باشد و خندیدن بخش مهمی از این است ولی همه اش هم نیست. وقتی در معرض این قرار می گیرم که از خانم مرضیه برومند می پرسم چه کلمه ای را دوست نداری؟ می گوید: نمی شود یا نمی توانم! و این الان معضل مردم ماست که فکر می کنند نمی شود و امید و شور زندگی ندارند و اعتماد به نفس شان پایین است.

    خانم برومند بعدا تعریف کردند فردای پخش این برنامه یک خانمی را می بیند که می گوید ما از دیشب خانوادگی تصمیم گرفتیم اینجوری که شما گفتید زندگی کنیم و نمیشه را حذف کنیم. اینها آن چیزهایی است که روی زندگی و روش زندگی یا لایف استایل آدم ها تاثیر می گذارد و بعد این منجر به شادی می شود. حرف من این است که اصلا قصد ما خنداندن نیست؛ درست است که برنامه شادی داریم ولی اصلا قصد اینکه 70 دقیقه مخاطب را بخندانیم نداریم.

    یکسری تغییرات در سری جدید داشتید، مثل اضافه شدن جناب خان یا کمدین ها. سری قبل برنامه بیشتر متکی به خود رامبد جوان بود.

    – ما سری قبل هم یکسری کمدین داشتیم، میهمان هم داشتیم، نیما هم داشتیم و تمام اینها را چیده بودیم. برنامه ما یک میزبان دارد به معنای کسی که پذیرای همه جور آدم و اتفاقی است و در این خانه را باز نگه می دارد. آن میزبان من هستم. همه دور این سفره باید چیده شوند و بنشینند و در طول مسیر هم هر کس را که ببینم جذاب است یا شخصیتی که طراحی کنیم یا کشفش کنیم یا اختراع کنیم، می آوریم و در این خانه دور هم جمع می شویم و به این عده اضافه می شوند یا شاید هم کم شوند.

    یعنی دلخوری در کار نبوده و هر کس حذف می شود بر اساس سیاست رو به جلوی برنامه است؟

    – خواهش می کنم در گفتگوی مان اصلا این جنس ادبیات را حذف کنید. اصلا مدل ما اینطور نیست. من نه آدم خاله زنکی هستم و نه خاله زنکی در کارمان وجود دارد نه با کسی مشکل داریم یا دعوایم می شود. ما در برنامه مان مدام می گوییم اینها را حذف کنید حال تان بهتر می شود، بعد فکر کنید خودم درگیر این حرف ها باشم. ما اصلا این مدلی نیستیم و به شدت سعی می کنیم آدم های حرفه ای باشیم که هستیم. یعنی آنچه برای بهتر شدن کار باید اتفاق بیفتد، اتفاق می افتد.

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (1)

    جناب خان در سریال کوچه مروارید خیلی گل نکرد ولی اینجا خیلی گل کرد.

    – آنجا گل نکرد به این دلیل که تبلیغاتش کم بود. کار مختص خردسال و کودک است و هر بچه ای که آن را دیده دوستش دارد، برای اینکه کار درستی است و پشتوانه مطالعاتی قوی دارد و خیلی هم سعی شده تمیز ارائه شود ولی از آنجایی که تهیه کننده بودجه کافی نداشته، زورش به تبلیغات نرسیده چون گاهی تبلیغات بیشتر از خود پروژه پول می خواهد و ما با آوردن جناب خان کمک کردیم این کار دیده شود. یک تیم بزرگ جمع شدند و یک کاری ساختند ولی از یک جایی به بعد به دلیل نداشتن بودجه همه چیز داشت زمین می خورد و باید به آن کمک می شد. دوم این پرسوناژ جذابی هم هست و به من هم در خندوانه کمک می کند و کار را با طراوت تر می کند. در نتیجه به نظرم این هم از آن رابطه هایی است که هم این طرف خوشحال است و هم آن طرف و هم تماشاچی ها.

    مدل دعوت میهمان ها قطعا خیلی حساس است؛ یعنی در کل یکی از حساس ترین کارها در صدا و سیما قاعدتا دعوت میهمان هاست چون یکسری خط قرمز وجود دارد.

    – خط قرمز همیشه هست. ببینید داستان به این شکل است که بنا به سیاست هایی یک عده با تلویزیون قهر هستند و تلویزیون هم با یک عده. بعضی وقت ها هم متاسفانه بنا به نظرات و سلایق شخصی، مدیریتی، قهر است و یکسری دیگر از آدم ها هم از لیست میهمانان حذف می شوند. یک لیست باقی می ماند. حالا چقدرش را ما بخواهیم از آنها دعوت کنیم، چقدرش را آنها بخواهند در برنامه ما شرکت کنند، یک عده هم اینجا حذف می شوند.

    یک عده هم که قرار است دعوت شوند مهم است که چقدر با برنامه ما مناسبت دارند، یعنی طرف هم نخبه باشد و هم خوب و مناسب حرف بزند و هم این قابلیت را داشته باشد که شادابی ارائه دهد و در مسیر برنامه ما یک قدم بردارد. برای همین ما به گرفتاری هایی برای دعوت میهمان برمی خوریم. خیلی هم در این زمینه در تلاش هستیم و سه تیم در این زمینه کار می کنند و میهمان ها را ارنج می کنند و زنگ می زنند. خیلی ها هم توقع دارند خود من زنگ بزنم و دعوت شان کنم.

    این کار را می کنید؟

    – بله، حتما.

    چطور با این همه ممیزی و تلاش در سری قبل چند برنامه شما اجازه پخش نگرفتند؟

    – از مدل هایی بوده که در ابتدا اوکی بوده، ما زنگ زدیم و دعوت کردیم و بعد برنامه گرفتیم و تا بخواهیم پخش کنیم، به مشکل خورده.

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (1)

    مشکل با میهمان بوده؟

    – بله.

    یک نکته دیگری که وجود دارد این است که چون دوباره برنامه شما گل کرده خیلی حاشیه ها در مورد اسپانسر و قراردادتان با مترو به وجود آمده.

    – خندوانه یک پروژه میلیاردی و یکی از گران ترین برنامه های تلویزیون در اشل خودش و بین برنامه های ترکیبی تلویزیون است. اولا برای من سخت ترین پروژه زندگی ام بوده و اگر دو فیلم سینمایی همزمان می ساختم، قطعا از این برایم راحت تر بود. خیلی پروژه پردردسر و پرمحاسبه ای است. هر روزش مثل یک سریال کامل است. چه کسی بیاید؟ چه بگوید؟ تماشاگر کجا بنشیند؟ چه شعری خوانده شود؟ چه کنیم که با این جور دربیاید؟ به علاوه آیتم هایی که بیرون از اینجا گرفته می شود.

    ما 5 گروه آوت دُر (Out Door) داریم که بیرون از این استودیو کار می کنند، در شهرستان و تهران و جاهای مختلف و … ماجرا به این صورت است که هر پروژه در هر جای جهان و در ایران و در قبل و در آینده نیاز به بودجه هایی دارد که این بودجه ها باید تامین شوند که پروژه بتواند در کمال آرامش به کار خودش ادامه بدهد. برای این کار باید بررسی کنیم ببینیم چه اتصالاتی داریم. «724» می خواهد تبلیغات خودش را انجام دهد. ما تحقیق می کنیم و می بینیم این خدمات را دارد، یعنی من به جای اینکه در این ترافیک به بانک بروم، می توانم از همین جا که نشسته ام وسط جلسه، کار، آشپزی، بچه داری و وسط زندگی 5 دقیقه زمان بگذارم و این کار را انجام بدهم.

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (2)

    یک کار ویژه ای که شما می کنید این است که اگر هم هدیه ای به میهمان می دهید، جلوی چشم بیننده است نه پشت صحنه.

    – دقیقا؛ ما هیچ چیز یواشکی نداریم و خیلی خنده دار است که آن تیم آن قرارداد را لو دادند چون قرارداد بین طرفین محرمانه است ولی چیز خاصی هم نبود و این حماقت آنها بود که فکر کردند با این ماجرا می توانند یک جریان راه بیندازند؛ در صورتی که مثل حباب ترکید و به این تبدیل شد که همه فهمیدند پوچ است. چطور «724» چیز نگران کننده ای نبود، حالا مترو نگران کننده شده است؟ این طبیعی است که آنها پول بدهند ما برنامه مان را بسازیم و برایشان تبلیغ کنیم.

    این اتفاقا فوق العاده است که مترو شعورش می رسد که هزینه کند تا مردمش در آرامش باشند و ما برایشان برنامه بسازیم و بگوییم روز لبخند و … در هر سال مترو 11 میلیارد تومان هزینه می کند برای اینکه فقط زباله هایی که مردم در حریم ریل می ریزند را جمع کند. 500 میلیون تومان به خندوانه می دهد و یک عددی به جای دیگری می دهد تا لااقل به مردم یاد بدهد آشغال را دم ریل نیندازند! جمع کردن آشغال از آنجا خیلی پرهزینه است چون آنجا منطقه حساسی است و ولتاژ برق عجیب و غریب و بالایی دارد… به ما پول می دهند تا فرهنگ سازی کنیم. حالا اگر آن 11 میلیارد نصف هم بشود و 5 میلیارد برای مترو بماند، مترو می تواند این را برای رفاه مردمش هزینه کند اما این حاشیه ها با تصور اینکه همه دارند می خورند…

    یک بخشی این است و یک بخشی هم این است که مردم فکر می کنند پشت خیلی از این موارد یک روابطی وجود دارد. مثلا اگر شما یک نفر از مجلس می آورید، چون نزدیک انتخابات مجلس است فکر می کنند نکند می خواهید تبلیغات انجام دهید و …

    – خیلی خوب است که این حرف ها گفته شود برای اینکه شما هم اگر آگاه شوید، برای لیدی که می خواهید بنویسید یا هر جایی هر کار دیگری بخواهید انجام دهید، قطعا آگاهانه آن را انجام می دهید و مقابل این موج های بی ربطی که راه می افتد قرار نمی گیرید پس در اینکه ما پول می گیریم تا برای این شرکت ها تبلیغ کنیم شکی نیست. مثلا مردم یاد بگیرند از خدمات *724# استفاده کنند پولش را هم می دهد و اوضاع از هر دو طرف هم درست است. از طرفی هم مترو می آید و پول می دهد و ما فرهنگ سازی می کنیم و من اصولا پای فرهنگ سازی هستم.

    محیط زیست، کتاب خواندن، صرفه جویی در مصرف آب، رعایت حقوق حیوانات و … و همه این چیزهایی که خیلی زیاد است که اگر رعایت کنیم حال مان خوب است. در فصل قبلی خندوانه سال گذشته من و تیم مان سفت و سخت پای ماجرای آب ایستادیم؛ نه کسی به ما حرفی زده بود و نه یک ریال از کسی پول گرفتیم. کار به جایی رسید که یک ماه بعد از پایان برنامه وزیر نیرو از من و برنامه تشکر کرد و گفت برنامه تاثیرگذار بود. خود ما هم تاثیرش را می دیدیم. مردم می آمدند و می گفتند که چه کارهایی انجام می دهند.

    ما می دانیم برنامه چه تاثیراتی می تواند داشته باشد و از طرفی بودجه تلویزیون کم است و من هم می خواهم برنامه ام را بسازم. برای اینکه درگیر شرایط بی پولی تلویزیون نشوم، به دنبال کسانی می روم که می خواهند برای تبلیغ خدمات شان هزینه کنند و این هزینه را از آنها می گیرم و خدمات شان که کاملا مرتبط با فرهنگ سازی در برنامه من است و به حال خوب مردم کمک می کند را به مخاطب ارائه می دهم. پس داشتن اسپانسر بدیهی است.

    این جریانی که اتفاق افتاد درست مثل این بود که بگویند آهااان شما دوربین سر صحنه دارید!! خب بدیهی است که دوربین باید سر صحنه ما باشد و خدا را شکر که قراردادی هم هست که 500 میلیون است و این اصلا عدد بزرگی نیست. اینکه قالیباف هزینه می کند و … کو؟ کجاست؟ بعد اینکه من الان رییس مترو را می آورم، این هم بدیهی است که باید بیاید و برای من حرف بزند و از مشکلات بگوید و بعد ما بگوییم روی اینها کار می کنیم.

    این خیلی دردآور است که رییس مترو بیاید و بگوید مسافران چطور سوار و پیاده شوند یا بگوید فلش زدیم این فلش ها را رعایت کنید! اصلا چرا باید طرف پول بدهد تا این اتفاق بیفتد؟ ولی حالا که این کار را کرده، باید خیلی بیشتر هم پول بدهد، چون اوضاع خراب تر از این حرف هاست اما اینکه می گویند سیاسی ها می آیند من یک بار اعلام کردم و گفتم در برنامه ما همه جنس و همه طیف و همه اقشار اجتماعی سیاسی و فرهنگی و دولتی و ورزشی و … باید بیایند. مردم باید ببینند چقدر نخبه های ما جذاب هستند و من هم تلاش می کنم جذاب باشند و چوب لای چرخ شان نمی گذارم و به عنوان یک یار که جلوی دوربین در مقابل شان نشسته ام، کاملا تلاش می کنم میهمانانم جذاب باشند.

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (2)

    برخلاف خیلی از برنامه ها و مصاحبه هایی که ممکن است شکل یقه گیری داشته باشند و …

    – ابدا! ما می خواهیم یاد بدهیم بخشی از حال خوب، یعنی معاشرت و معاشرت با حال خوب یعنی اینکه یقه کسی را نگیری. ممکن است وارد یک جایی شوی و سوال کنی و … اما یقه گیری در کار نیست. پس همه باید به برنامه من بیایند. برای اینکه مردم ببینند آقای دکتر، خانم دکتر، ورزشکار، نماینده، بازیگر و … چقدر جذاب هستند و جامعه شناس ها بنشینند و این را بررسی کنند چون حال جامعه را از دو طریق می توان بررسی کرد؛ یکی از نخبه به مردم و دوم از مردم به نخبه.

    تو وقتی نخبه هایی را که دارند تلاش می کنند تا چیزی داشته باشند و چیزی ارائه بدهند و در اشل بالای موفقیت و به دست آوردن هستند می آوری که ببینی حال شان چطور است، بعد باید بررسی کنی چرا حال ها بد است؟ چرا آقای نماینده مجلس جذاب نیست؟ آدم ها در تلاشند که جذاب باشند و جذابیت هم تعریف دارد. چقدر طرف می خندد؟ چقدر بلد است گوش بدهد؟ چقدر بلد است دقیق حرف بزند؟ چقدر جذابیت تماشا کردن دارد و چه کارهایی کرده این آدم که من بگویم راست می گویی! یک سوالی که من به آن اصرار دارم این است که بپرسم وقتی حالت بد است چه می کنی که حالت خوب شود؟

    برای اینکه مردم بفهمند وقتی کسی حالش بد است باید یک کاری برای خودش انجام بدهد و نباید یک جا بنشیند چون ما یاد گرفته ایم فقط از زمین و زمان گلایه می کنیم و از بدشانسی می گوییم و از خرابی مملکت و آخ اون رییس جمهور که آنطور بود، این یکی هم که دروغ می گوید… این روحیه یعنی روحیه نابود شدن. ما سعی می کنیم به مردم بگوییم وقتی یک نفر حالش بد می شود، باید یک کاری برای بهتر شدن حالش انجام دهد.

    شما از شخص رییس جمهور هم برای برنامه دعوت کردی؟

    – من گفتم از همه دعوت می کنم ولی الان زود است.

    این موجب می شود خیلی ها بترسند، چون باعث می شود مردم بفهمند با خودشان چند چند هستند.

    – من یقه نمی گیرم. هر کس می گوید من مهم هستم، من جذاب هستم، من فلان هستم، ما می گوییم خب ما ببینیم. هدف دیگر این است که به مردم بگوییم شما هم همین هستید. در خندوانه تماشاچی متوجه می شود که وقتی یک نفر حالش بد می شود باید یک کاری برای خودش انجام دهد و ما مسئول خوشبختی و بدبختی خودمان هستیم. من باورم نمی شود می گویند بیرون از ما چیزی اتفاق می افتد، به نظرم این غلط است. فقط ماییم. من اگر اینجا هستم، خودم خواسته ام، کمک گرفته ام و الان اینجا قرار گرفته ام. این نیست که رعد و برق زده باشد و آماده باشم اینجا، نه! خواستم که اینجا باشم و تلاش کرده ام و کمک گرفته ام.

    البته معنی آن هم این نیست که من دلم می خواسته اینجا باشم، شاید دوست داشتم خیلی جلوتر از این باشم ولی تلاش کردم و این تلاش هم به معنای تلاش یک نفر نیست، تلاش جمع است. تو باید از همه امکانات کمک بگیری، برای اینکه در جایی که دوست داری قرار بگیری. هوش، این است که کجا و از چه کسی، چه چیز را بخواهی. اینکه من بتوانم این تیم را جمع کنم و این تیم جمع شوند و بیایند اینجا و این اتفاق بیفتد، از هوش من است. دوم اینکه وقتی از طرف می پرسم چه می کنی حالت خوب شود، مردم بشنوند که یکی پیاده روی می کند، یکی می گوید رانندگی می کنم، یک نفر می گوید کتاب می خوانم یا به مادرم زنگ می زنم یا به بچه ام زنگ می زنم و …

    یک مجموعه ای از رفتارها که به آدم ها برای بهتر شدن حال شان کمک می کند را می شنوی و بعد خودت امتحان می کنی تا بالاخره یک روشی پیدا کنی و در نهایت به این می رسی که باید قلق خودت را پیدا کنی. ما اگر بتوانیم ذهن جامعه را متوجه این کنیم که خودت مسئول خودت هستی، برنده ایم!

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (2)

    گاهی نخبه های سیاسی اینطور فکر می کنند که اگر بخندند مثلا پرستیژشان پایین می آید.

    – اصلا من تا به حال به چنین موردی برنخورده ام.

    ولی شاید در ناخودآگاه شان این مسئله وجود داشته باشد.

    – اول من این را توضیح بدهم که تنها نماینده مجلسی که به برنامه ما آمد آقای عزیزی رییس کمیسیون اجتماعی مجلس بود که کاملا سمت ایشان به برنامه ما مرتبط است که مثلا شما به عنوان کمیسیون اجتماعی چه می کنی که حال مردم جامعه خوب شود؟ خودت چقدر جذاب هستی یا چقدر بلدی حال کنی که بلد باشی این حال خوب را به مردم منتقل کنی؟

    من به همه میهمان ها گیر می دهم که حاضری چه کاری بیرون از این استودیو انجام دهی که حال مردم بین یک نفر تا یک میلیون نفر خوب شود و ماجرا اینطور است که به آنها می گویم شما بگو مثلا میدان راه آهن می ایستم و صد شاخه گل دست مردم می دهم و به آنها می گویم روزتان بخیر! خوشحالم که شما را می بینم. لبخند بزنید. حتی گفتم گل ها را هم خودم می دهم شما بیا و دوربین ما هم فیلم می گیرد تا مردم هم ببینند.

    تا حالا این اتفاق افتاده؟

    – بله، آقای دکتر جمالیان رییس بیمارستان شهید لواسانی میهمان برنامه ما بودند. من این سوال را از او پرسیدم، گفت تمام کسانی که اینجا نشسته اند، یک روز تعطیل بیایند من همه را چکاپ قلب می کنم یا خانم گوهر خیراندیش گفت با هم بروی جلوی در مدرسه بچه ها، من کیسه دست می گیرم آشغال جمع می کنم تا بچه ها ببینند.

    کسی بوده که به برنامه بیاید و ناراحت شود؟

    – اصلا! تک تک میهمان هایی که آمدند نشستند و بیرون رفتند، گفتند خیلی خوب و لذتبخش بود.

    چقدر امیدوارید که رییس جمهور به برنامه شما بیایند؟

    – خیلی دلم می خواهد ولی اگر هم نشود ناراحت نمی شوم.

    رییس جمهورهای قبلی چطور؟

    – دوست داشتن که آره خیلی؛ اما احتمالا همه رییس جمهورهای قبلی خط قرمز باشند! آره ما عادت داریم که رییس جمهورها را بعد از دوره هشت ساله شان نابود می کنیم.

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (2)

    پس دوست داری یکی مثل آقای احمدی نژاد به برنامه ات بیاید؟

    – حتما و البته این اصلا به این معنا نیست که من با خط مشی همه9 میهمان هایم موافق هستم. من دلم می خواهد از میهمانم بپرسم که در روز چقدر می خندی، او بگوید بستگی دارد و من بپرسم به چی؟ همین که او برای یک لحظه در ذهنش خودش را مرور کند و بعد به این نتیجه برسد که کم می خندد و یک بار هم بنشیند برنامه خودش را ببیند و یک دور از خودش بپرسد چرا نمی خندم؟ بس است. اینکه آقای احمدی نژاد و فلان و فلان به این فکر کنند که مثلا کم می خندند و غصه دار خودشان بشوند که انگار سم به بدن خودشان وارد می کنند خوب است. مثل این است که من بپرسم در روز چقدر سم به بدن خودت وارد می کنی و او بفهمد که دارد نابود می شود، آنجاست که طرف ممکن است بترسد.

    درباره شما می گویند این همه انرژی شما فقط در برنامه است و در بیرون برنامه اینطور شاداب نیستید.

    – نه؛ من همه جا شاداب هستم و گروهم را هم می بینم که همه حال شان خوب است ولی به شدت آدم جدی هستم و این به معنای بداخلاقی نیست. یعنی چارچوب دارم و گرچه خیلی سعی می کنم مدیریت منعطفی داشته باشم ولی قوانین هم باید رعایت شود.

    ولی ممکن است این انعطاف نداشتن بداخلاقی برداشت شود.

    – این دیگر مشکل من نیست.

    مثلا درباره مهران مدیری خیلی می گویند برخلاف اینکه خیلی خوب می خنداند، خودش خوب نمی خندد و حتی مدتی می گفتند افسرده است.

    – شاید! برای همه کمدین ها ممکن است پیش بیاید. مسئله این است که آدمی مثل من وقتی تصمیم می گیرد این برنامه را بسازد، یعنی متوجه است که اوضاع چقدر خراب است و وقتی من می فهمم اوضاع چقدر خراب است، حالم بد می شود.

    یعنی حال خودت هم بد بوده؟

    – معلوم است. یعنی متوجه هستم که چقدر اوضاع بد است و این چقدر آسیب زننده است. من باید این را درک کرده و چشیده باشم.

    این مسئله که حال جامعه بد است در جامعه ما آلارم هم ندارد.

    – بله و آن وقت است که من می آیم و چنین برنامه ای می سازم، چون احساس می کنم نیاز مطلق است.

    در مورد برنامه اکبر عبدی مشکلی نداشتید که بخواهند ادیت شود؟ خیلی رک در مورد رییس جمهور صحبت کردند.

    – من چون از قبل برنامه را ضبط می کنم دست میهمان را خیلی باز می گذارم چون اکثر اوقات در طول گفتگو موتور صحبت های میهمان روشن می شود و حرف می زنیم و چون تیم بسیار خوبی هم پشت دوربین از لحاظ تدوین داریم، آقای شهیدی فرد و غیره، من متوجه هستم که کجای این گفتگو درمی آید و ریتم مفاهیم حفظ می شود و می گذارم گفتگو جلو برود و چون زنده نیست، نگرانی ندارم که الان میهمان حرفی نزند که خراب شود و …

    رامبد جوان: حال مردم خراب است (2)

    با میهمان ها قرار می گذارید که یک بخشی از این گفتگو امکان دارد دربیاید یا خودشان می دانند؟

    – خودشان می دانند.

    پس احتمالا می توانید رضا عطاران را دعوت کنید چون نباید در برنامه زنده حاضر شود.

    – رضا خیلی آدم درجه یکی است. فقط یک بار یک جمله ای گفته که همه به همان یک جمله گیر داده اند و خیلی هم احمقانه است که یک آدمی با این پشتوانه کار کردن، یک جمله اش به کلیت زندگی و کارش تبدیل شود. نه اینطور نیست. اتفاقا رضا به شدت آدم باهوشی است و به شدت در کارش و روابطش آدم مدیری است و خیلی خوب می داند چه می کند و چه می کند.

    گفته بودید به کارگردانی سینما علاقه دارید و در این زمینه یک فیلم بسیار موفق مثل ورود آقایان ممنوع هم ساختید چطور از آن بریدید و به این سمت آمدید؟

    – کار سینما فیلمنامه می خواهد. من پنج فیلمنامه ناقص دارم و هیچ کدام آماده ساختن نیستند.

    پس همچنان دغدغه سینما دارید؟

    – بله؛ من بچه تلویزیون و سینما هستم.

    ممکن است این کار را کات کنید و به سراغ سینما بروید؟

    – من در خندوانه یک تعهدی دارم که باید تمام شود.

    چه زمانی؟

    – تا اول محرم برنامه داریم و بعد تمام می شود. بعد از آن برنامه ریزی ام این است که سراغ سینما بروم.

    خندوانه سری سوم ندارد؟

    – قطعا دارد اما اینکه چه زمانی و با چه شرایطی، هنوز در این مورد تصمیمی گرفته نشده. گروه ما از پارسال کار می کند و نیاز به یک استراحت داریم.

    ورود آقایان ممنوع 2 را نمی سازید؟

    – نه.

    گفتید تبریزی هستید، لابد هوادار تراکتورسازی؟

    – من اصلا فوتبال نمی بینم.

    %d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af
  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه
  • X