جدیدترین ها در سایت جدیده
  • اخبار
  • استخدام جدید
  • دینی و مذهبی
  • دنیای تکنولوژی و فناوری
  • اخبار اقتصادی
  • دنیای خودرو
  • شعر اکنون شاعر زن فروغ فرخ زاد

    مجموعه : مطالب گوناگون

    اشعار فروغ فرخ زاد, شعر نو, شعر معاصر, فروغ فرخ زاد

    اکنون
    نزدیکتر بیا
    و گوش کن
    به ضربه های مضطرب عشق
    که پخش می شود
    چون تام تام طبل سیاهان
    در هوی هوی قبیله اندامهای من
    من ،حس می کنم
    من می دانم
    که لحظه آغاز کدامین لحظه است
    اکنون ستاره ها همه با هم
    همخوابه می شوند
    من در پناه شب
    از انتهای هر چه نسیم است ،می وزم
    من در پناه شب
    دیوانه وار فرو می ریزم
    با گیسوان سنگینم،در دستهای تو
    و هدیه می کنم به تو گلهای استوایی این گرمسیر سبز جوان را
    با من بیا
    با من به آن ستاره بیا
    به آن ستاره که هزاران هزار سال
    از انجماد خاک ،و مقیاس های پوچ زمین دوراست
    و هیچکس در آنجا
    از روشنی نمی ترسد
    من در جزیره های شناور به روی آب نفس می کشم
    من
    در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
    که از تراکم اندیشه های پست تهی باشد
    با من رجوع کن
    با من رجوع کن
    به ابتدای جسم
    به مرکز معطر یک نطفه
    به ابتدای جسم
    به لحظه ای که از تو آفریده شدم
    با من رجوع کن
    من نا تمام ماندم از تو
    اکنون کبوتران
    در قله های پس…انم
    پرواز می کنند
    اکنون میان پیله لبهایم
    پروانه های بوسه در اندیشه گریز فرو رفته اند
    اکنون محراب جسم من
    آماده عبادت عشق است
    با من رجوع کن
    من نا توانم از گفتن
    زیرا که «دوستت دارم»حرفیست
    که از جهان بیهودگی ها
    و کهنه ها و مکررها میآید
    با من رجوع کن
    من ناتوانم از گفتن
    بگذار در پناه شب،از ماه بار بردارم
    بگذار پر شوم
    از قطره های کوچک باران
    از قلب های رشد نکرده
    از حجم کودکان به دنیا نیامده
    بگذار پر شوم
    شاید که عشق من
    گهواره تولد عیسای دیگری باشد

  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه
  • X