جدیدترین ها در سایت جدیده
%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d9%88%da%a9%d8%b1
  • اخبار
  • استخدام جدید
  • دینی و مذهبی
  • دنیای تکنولوژی و فناوری
  • اخبار اقتصادی
  • دنیای خودرو
  • homina416876645654

    شعرهای خیلی زیبا رمانتیک و عاشقانه

    مجموعه : مطالب گوناگون

    عاشقانه های زیبا, اشعار عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه, شعرهای احساسی

    عکس عاشقانه

     توی آسمون دنیا هر کسی ستا ره دا ره

    چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟

    واسه من تنهایی درده درد هیچ کسو نداشتن

    هر گل پژ مرده ای رو تو کویر سینه کاشتن

    دیگه با ور کردم اینو که باید تنها بمونم

    تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم.

    …………………………………………………………………..

    ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد….ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت….ویرانه دل ماست که با هر نگاهت صدبار بناگشت دگر باره فرو ریخت

    …………………………………………………………………..

    سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست

    سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

    تو یک رویای کوتاهی دعای هر سحر گاهی

    شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

    من ان خاموش خاموشم که با شادی نمی جوشم

    ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم

    دو غم در شکل اوازی شکوه اوج پروازی

    نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

    مرا دیوانه می خواهی ز خود بی گانه میخواهی

    مرا دل باخته چون مجنون ز من افسانه می خواهی

    شدم بیگانه با هستی ز خود بی خودتر از مستی

    نگاهم کن نگاهم کن شدم هر انچه میخواستی

    بکش ای دل شهامت کن مرا از غصه راحت کن

    شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن

    نکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر

    نمیترسم من از اقرار گذشت اب از سرم دیگر

    سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست

    …………………………………………………………………..

    به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

    که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

    لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

    هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

    با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

    هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

    هر کسی در دل من جای خودش را دارد

    جانشین تو در این سینه خداوند نشد

    خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

    عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

    شعر از : آقای فاضل نظری

    %d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af
  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه
  • X