جدیدترین ها در سایت جدیده
%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d9%88%da%a9%d8%b1
  • اخبار
  • استخدام جدید
  • دینی و مذهبی
  • دنیای تکنولوژی و فناوری
  • اخبار اقتصادی
  • دنیای خودرو
  • homina416876645654

    امیرحسین آرمان: به عشق اعتقاد دارم; ازدواج نقطه عطف زندگی است

    مجموعه : اخبار , جدیدترین عکس های 2016 بازیگران مرد , دنیای بازیگران , گالری عکس

    امیرحسین آرمان

    شاید به عنوان یک مخاطب انتظار داشتم امیرحسین آرمان را برای اولین بار در تلویزیون در نقش جوان اول یک سریال ببینم اما اولین حضور او در این رسانه، سریال کیمیا شد. سریالی که خودش دوست داشت و اتفاقا معتقد است چون بازی اش در فاز سه این مجموعه شروع شده جوان اول قصه خودش بوده؛ اما کیمیا به زعم خیلی ها کاری پربازیگر به شمار می آمد. ماجرای حضور بازیگر جوان و با استعداد سینمای مان در تلویزیون اما با سریال پر تب و تاب پریا شکل دیگری به خودش گرفت و حضور و بازی او در نقش کیوان، یک پسر جوان پر شر و شور با ماجراهای عجیب و غریب بیش از پیش به مذاق مخاطبان تلویزیون خوش آمد.

    امیرحسین آرمان نقش جوان اول پریا ساخته حسین سهیلی زاده را از آن خودش کرد و مخاطبان او را در نقش کیوان دوست دارند. واکنش ها به کاراکتر کیوان البته متفاوت است اما مهم دیده شدن این سریال و کاراکترهای آن مخصوصا کیوان است که این اتفاق افتاده. آرمان این روزها دغدغه های مهم تری هم به غیر از بازیگری دارد که در گفتگویش از آنها نیز گفته.

    بهانه گفتگوی ویژه این شماره مان با امیرحسین آرمان، حضور او در تلویزیون و البته سریال پریا بود اما روزهای پر تب و تاب المپیک، ورزش و علاقه های شخصی آرمان و تجربه جدید او در عرصه موسیقی دیگر محورهای این گفتگو شد که در ادامه می خوانید.

     امیرحسین آرمان

    چرا کیوان را بازی کردم؟

    یکی از دلایل حضور من در سریال پریا این بود که شخصیت کیوان که قرار بود بازی اش کنم آدم عجیب و غریبی نبود و به نظرم این ویژگی خودش یکی از جذابیت های این نقش است. کیوان از آن دسته شخصیت هایی است که ما به ازایش را در اطراف مان زیاد می بینیم و در زندگی عادی همه مان این آدم ها وجود دارند. فراز و نشیب های زندگی کیوان در همه زندگی ها وجود دارد و یکی از مشکلات مهم زندگی این شخصیت از دست دادن مادرش است و مشکلاتی که کم و بیش با پدرش دارد.

    وقتی پای عشق به میان می آید

    شخصیت کیوان از زمانی جذاب تر می شود که گرفتار عشقی نامتعارف می شود و بعد از آن هم موضوع آن بیماری برایش پیش می آید و باقی ماجراها. واکنش هایی که کیوان در ابتدا به هر دو مسئله نشان می دهد و نوع برخوردش با این مشکلات باعث شد تا شخصیت کیوان سیر صعودی و نزولی را طی کند و کاراکتر بالا و پایین های زیادی را در طول قصه تجربه کند و حالا این شب ها نسبت به اوائل قصه می بینیم کیوان در رفتار و طرز فکرش به پختگی و بلوغی رسیده و به نظرم بیننده کاملا متوجه تغییری که در شخصیت کیوان رخ داده می شود.

    البته به نظرم چون تعداد قسمت های سریال 40 قسمت است برای پخش هر شبی کم است، یعنی تا مخاطب بخواهد با قصه عجین شود، سریال تمام می شود. از طرف دیگر سریال از روز اول که این تعداد مخاطب را ندارد، طبیعتا باید چند قسمتی بگذرد تا بیننده جذب قصه شود و کار را هر شب دنبال کند.

    این نظر شخصی من است اما به نظرم پریا می توانست مثلا در 26 قسمت 50 تا 55 دقیقه ای و به شکل یک شب در میان پخش شود تا مخاطب مدت زمان بیشتری با قصه همراه شود.

    معضلی که باید زودتر جدی گرفته می شد

    مطرح شدن یک دغدغه در تلویزیون یا حتی سینما اتفاق خیلی خوبی است و یکی از اساس درام است. بیماری HIV یک مسئله رها شده در ایران است که آگاه سازی و اطلاع رسانی بسیار کمی درباره اش صورت گرفته. طبق آماری که وزارت بهداشت به ما دادند آمار ابتلا به بیماری HIV از طریق تماس جنسی نسبت به استفاده از سرنگ آلوده مشترک، متاسفانه افزایش پیدا کرده و در واقع این آمار همچنان با یک شیب خیلی ملایم رو به افزایش است که اتفاقی اسفناک است و باید تصمیم های جدی تر در زمینه آگاه سازی بیشتر گرفت. طبیعی است که با این آمار اطلاع رسانی در زمینه این بیماری باید خیلی زودتر از اینها در تلویزیون اتفاق می افتاد اما همین حالا هم که این معضل در یک مجموعه مطرح شده، باعث خوشحالی است که تلویزیون خط قرمزهایی که قبلا برای خودش داشته را رد کرده.

     امیرحسین آرمان

    با بیماران مبتلا به HIV دیدار داشتم

    برای ایفای برخی نقش ها مثل کیوان که قرار است بیماری خاصی مثل HIV را به تصویر بکشد، هیچ گونه عوارض بیرونی یا مشخصه ای ندارد که برای ایفای آن مجبور باشی بروی تحقیق کنی تا علائم بیرونی آن را نشان دهی. این بیماری هیچ عامل بیرونی ندارد که من به عنوان بازیگر بخواهم از مشخصه های فردی که مبتلا به این بیماری است در بازی ام استفاده خاصی کنم، پس اینکه بخواهی چنین کاراکتری را چطور جلوی دوربین ببری بر می گردد به شخصیتی که برای نقش در فیلمنامه تعریف شده و من به عنوان بازیگر طراحی که برای کیوان انجام دادم به این نتیجه رسیدم که چنین واکنش هایی را به این بیماری نشان دهد. البته این نکته را هم لازم است بگویم که ما با مبتلایان به بیماری HIV نشست هایی داشتیم، با هم صحبت کردیم و از مشکلات و مسائل شان با هم حرف زدیم.

    بازی در تلویزیون ریسک است

    به نظر من بازی در تلویزیون برای کسی که در سینما فعالیت داشته و در واقع با آن مدیوم دیده شده ریسک بزرگی است، به خصوص اینکه کار اولش هم باشد. به این جهت که دیده شدن در تلویزیون هم می تواند تو را خیلی بالا ببرد، هم برعکس از آن جایگاهی که قبلا داشتی تو را پایین تر بکشد. برای همین به نظرم بازیگری که از سینما به تلویزیون می آید در موقعیت حساس تری قرار می گیرد. من هم چون در چنین شرایطی قرار داشتم، همیشه در انتخاب هایم دقت می کردم تا اینکه کیمیا به من پیشنهاد شد و همه ابعادش به نظرم مناسب بود و همین باعث شد در مجموعه حضور داشته باشم.

    البته این را هم باید بگویم که اساسا تکنیک ساخت کار سینمایی با تلویزیونی متفاوت است و طبیعتا مخاطب این دو مدیوم نیز با هم فرق می کنند. شاید هم بهتر باشد بگویم قابل قیاس نیستند ولی به نظرم در جذب مخاطب نکته ای خیلی مهم این است که تو نقش ات را طوری بازی کنی که مخاطب هم آن را باور کند و مثلا با وجود نکات نه چندان مثبتی که از او می بیند همچنان دوستش هم داشته باشد.

    کیوان محبوب تر است یا شهریار؟

    بازخوردهایی که از زمان پخش پریا تا به الان گرفتم چه در فضای مجازی و  چه از میان مخاطبان کار، خوشبختانه همه خوب و مثبت بوده اند، اما اینکه مردم با کیوان بیشتر از شهریار در کیمیا ارتباط برقرار کردند، به نظرم طبیعی است چون بخش زیادی از بار اصلی قصه پریا بر دوش کیوان و پریاست. در واقع قصه این سریال را این دو کاراکتر جلو می برند اما در کیمیا کاراکتر شهریار از قسمت 90-89 وارد قصه می شود.

    البته که من معتقدم با این که شهریار از یک چهارم پایانی داستان وارد مجموعه شد اما برای مخاطب خیلی جذاب بود ولی فکر می کنم مخاطبان به دلیل شخصیت پردازی و خود نقش کیوان با او ارتباط بیشتری برقرار کردند. شهریار پسری بود که در خارج از کشور بزرگ شده بود و تفکراتش کمی متفاوت بود و ما همه این نکات را در شخصیت پردازی اش رعایت کرده بودیم ولی کیوان را من طوری بازی کردم که خارج از بازی های کلیشه ای باشد که تا به حال دیده ایم.

    بازی هایی که پیش از این دیده بودیم به نظر من تا حدودی اگزجره و اغراق آمیز یا حتی گاهی شعارگونه هم بودند اما من سعی کردم حتی در دیالوگ گفتن ها هم با همفکری هایی که با آقای سهیلی زاده و گروه شان داشتم، دیالوگ های شعارگونه ای که با واقعیت فاصله دارند و ما در زندگی عادی خودمان هم از آنها استفاده نمی کنیم را حذف کنم و آنها را تبدیل به دیالوگ هایی روزمره و ملموس کنم که همه مان در زندگی عادی مان از آنها استفاده می کنیم.

    حتی روی گویش و واکنش ها به اتفاق ها هم دقت کردیم. در یک کلام بهتر است بگویم من می خواستم کیوان را معمولی بازی کنم و همین معمولی بازی کردن که اتفاقا سخت تر هم هست، باعث شده مخاطب و بیننده میلیونی تلویزیون کار را دوست داشته باشد.

     امیرحسین آرمان

    قصه پریا کلیشه ای نیست

    انتخاب و ازدواج نامتعارف کیوان یکی از جذابیت های قصه است و اگر قرار بود ما در این سریال یک عشق روتین و معمولی مثل بقیه سریال ها را نشان دهیم قطعا با این جمله که «این هم یک کار کلیشه ای است مثل بقیه کارها» مواجه می شدیم اما مطرح شدن عشق بین کیوان و پریا در داستان سریال یکی از نقاط عطف پریاست که باعث شد مخاطب هم خیلی درگیر این قضیه شود.

    عشق در زندگی شخصی ام

    به نظرم ازدواج یک نقطه عطف در زندگی هر آدم است. البته نگاه مردم نسبت به ازدواج متفاوت است؛ بعضی ها ازدواج را مثل بقیه کارهایی که در زندگی شان باید انجام بدهند، مانند درس خواندن، دانشگاه رفتن، سر کار رفتن، سربازی رفتن و … می بینند و برایش سن و سال تعیین می کنند و مثلا می گویند الان وقتش است اما بعضی ها هم اعتقاد دارند ازدواج باید برایشان پیش بیاید و سن و سال و زمان خیلی برای شان مطرح نیست.

    عشق باید برایت اتفاق بیفتد

    من در زندگی شخصی ام به عشق اعتقاد دارم و ازدواج رمزی است که هنوز برایم پیش نیامده. خیلی درگیر زمان نیستم و معتقدم اگر شما در سنی ازدواج کنید که عشق برای تان به وجود آمده خیلی بهتر از آن است که مجبور شوید چون وقت ازدواج تان شده با کسی پیمان ازدواج ببندید. به نظرم در بحث ازدواج اینکه فکر کنید «ممکن است دیر شود» هم نباید وجود داشته باشد. تنها باید عشق برای تان اتفاق بیفتد.

    خوشحالی المپیکی

    با اینکه اهل ورزش هستم اما متاسفانه این روزها وقت آزادم کم است و نتوانستم آن طور که باید و شاید همه بازی های المپیک را دنبال کنم اما در جریان همه اتفاق های خوب و بد المپیک هستم. از همه نتیجه ها خبر دارم. از مدال هایی که ورزشکاران مان گرفتند، مدال هایی که نگرفتند و مدال هایی که به بچه ها ندادند! مسابقات المپیک بزرگ ترین گردهمایی ورزشی دنیاست که جذابیت های زیادی هم دارد پس طبیعتا موفقیت ورزشکاران ایرانی باعث خوشحالی مان می شود.

    چند روز پیش هم که برد و کسب مدال خانم کیمیا علیزاده خیلی خیلی خوشحالم کرد، مخصوصا اینکه کسب اولین مدال تاریخ المپیک به نام این بانوی جوان به ثبت رسید. از همین جا به ایشان و همه خانم های ورزشکار کشورمان که با همه محدودیت ها و سختی هایی که دارند تلاش می کنند و موفق می شوند تبریک می گویم. به نظرم مدال گرفتن در المپیک که همه کشورها روی ورزشکارهای شان سرمایه گذاری زیادی می کنند، کار سختی است و موفقیت ورزشکاران ما واقعا جای تقدیر و تشکر دارد و باعث افتخار کشورمان است.

     امیرحسین آرمان

    آثار سینمایی

    تعداد آثار سینمایی که امیرحسین آرمان در آنها به ایفای نقش پرداخته چند برابر سریال های تلویزیونی است که در آنها حضور پیدا کرده، با این حال بازی او در دو سریال پرمخاطب کیمیا و حالا پریا او را بیش از پیش به بیننده های تلویزیون معرفی کرد. گرچه او قبل از بازی در این سریال هم در آثار مهم تلویزیونی یعنی کلاه پهلوی، سرزمین کهن و مجموعه های زخم و پیدا پنهان نیز جلوی دوربین رفته بود.

    وقتی کیمیا به من پیشنهاد شد دیدم می توانم از این موقعیت به خوبی برای بروز توانایی های بیشتر خودم استفاده کنم و به همین خاطر بازی در این سریال را پذیرفتم. به نظرم با سریال پریا و نقش کیوان، این ماجرا کامل تر شد و حالا دیگر مخاطب تلویزیون هم من را در قالب نقش های متفاوت تری دیده.

    پریا مخاطبان زیادی دارد و در فضای مجازی هم مورد توجه قرار گرفته و این یعنی سریال به اندازه ای دیده شده که حتی در محیطی خارج از میان مردم، یعنی فضای مجازی هم همه جا صحبت از اتفاق های قصه است. نظر کلی من این است که وقتی شما راجع به موضوعی حرف می زنید چه خوب و چه حتی بد و انتقادی، یعنی کار دیده شده و مورد توجه قرار گرفته است.

    این اتفاق هم در مورد یک شخصیت سینمایی می تواند بیفتد، هم درباره یک مجموعه تلویزیونی و بازیگرانش یا حتی یک ورزشکار یا شخصیتی سیاسی، وقتی مردم درباره اش حرف می زنند یعنی او در چشم است و مردم در حال تعقیب و دنبال کردنش هستند.

    من در فیلم هایی بازی کرده بودم و از برخی مخاطبان کارهایم می شنیدم که چقدر مظلوم هستی و مثبت اما وقتی در سریال کیمیا بازی کردم، دیگر از این بازخوردها نگرفتم. واقعیت این است خودم هم دوست داشتم از حال و هوای آن نقش ها بیرون بیایم و کاراکترهای جدیدتری را مقابل دوربین ببرم. راستش برای من به عنوان یک بازیگر خیلی خوب است که بتوانم چهره متفاوتی از خودم نشان بدهم اما شاید تا الان فرصت اش برایم پیش نیامده بود.

    همه ما خاکستری هستیم

    همه ما در زندگی عادی و روزمره مان آدم هایی خاکستری هستیم. یعنی شخصیت مان هم بخش های خوب دارد و هم بخش های بد. در مورد نقش هایی هم که یک بازیگر بازی می کند همین قضیه صدق می کند. بعضی ها شاید برداشت اشتباهی از این موضوع دارند و اگر بازیگری در یک نقش یک قدم اشتباه برود فکر می کنند او آدم بد قصه است اما نقش خاکستری با بدمن فرق دارد.

    تعریف من از خاکستری، آدم های معمولی هستند که هم خوبند و هم بد و همه ما در طول روز با خیلی های شان سروکار داریم. این جور آدم ها در شرایط مختلف تصمیم هایی می گیرند که نتیجه آن تعیین می کند که بخش های تیره شخصیت اش بیشتر فعال است یا نه. برعکس آدم خوبی است. طبیعی است که ملموس بودن کاراکترهای مختلف در قصه در جذب بیشتر مخاطب تاثیر زیادی خواهد داشت.

     امیرحسین آرمان

    پریا مخاطب میلیونی دارد

    اینکه صحبت از مخاطب میلیونی می کنم به این خاطر است که فقط نباید به مخاطبان تهرانی که بیننده سریال هستند اکتفا کرد، ما از همه شهرستان ها، سراسر ایران و حتی خارج از کشور هم بیننده داریم و باید همه این سلایق را در نظر بگیریم تا مخاطب بتواند با شخصیت همذات پنداری کند. با ناراحتی اش غمگین و با خوشحالی اش شاد شود. خدا را شکر این اتفاق افتاده. به نظرم کیوان را مردم باور کردند چون معتقدم اگر بیننده شخصیتی را باور نکند نمی تواند سریال را دنبال کند و پیگیر قصه شخصیت هایش باشد.

    کار خوب دیده می شود

    حضور من در تلویزیون با دو کار اخیرم هم کیمیا و هم پریا اتفاق خوبی برایم رقم زده چون هر دوی شان جزو مجموعه های پرمخاطب این چند سال تلویزیون بوده اند. خوشبختانه شخصیت هایی که من بازی کردم هم خیلی در دیده شدن و معرفی ام به مخاطب عام تلویزیون نسبت به سینما به شکل خوبی اتفاق افتاد. از نظر من، مدیوم ها با هم فرقی نمی کنند، چه سینما چه تلویزیون؛ اما اگر قرار باشد دوباره در تلویزیون حضور داشته باشم قطعا آن کار باید ویژگی هایی داشته باشد که اگر از کیمیا و پریا بالاتر نباشد، لااقل در حد این دو مجموعه باشد. من با پخش این دو سریال این تجربه را کسب کردم که مردم کار خوب را می بینند، فرقی هم نمی کند تلویزیون باشد یا سینما.

    چه بسا که اوضاع این روزهای سینمای مان هم بهتر شده. سینما رفتن تبدیل به یک عادت و فرهنگ خوب بین مردم شده و بین شان جا افتاده. در سینما هم مردم فیلم های خوب را می بینند و به نظرم فرقی نمی کند در چه ژانری باشد، چه کسی آن را ساخته باشد، همین که خوب باشد، مردم به تماشایش می روند.

    پسر مظلوم و خجالتی؟! نه!

    علاقه شخصی من در حوزه بازیگری حضور در کارهای جدی و اجتماعی است اما در کنارش به کارهای اکشن هم خیلی علاقه دارم. البته نه اکشنی که در سینما و تلویزیون ایران ساخته می شود که بیشتر شبیه کمدی است. منظورم از اکشن، اکشن استاندارد جهانی است و به این نوع نقش ها هم علاقه دارم. البته من نقش آدم های آرام، مظلوم و خجالتی را دوست ندارم بازی کنم.

     امیرحسین آرمان

    موسیقی دغدغه جدی من

    موسیقی دغدغه بسیار جدی من است و این روزها بیشتر وقتم را صرف آن می کنم و در حال آماده کردن آلبوم موسیقی ام هستم. به نظرم علاقه باید در هر رشته ای وجود داشته باشد که به سمتش کشیده شوی. علاقه موسیقی در من همانطور که گفتم همیشه وجود داشت و الان هم تبدیل به دغدغه اصلی ام شده. از طرف دیگر فکر می کنم وسواسی که در زمینه موسیقی دارم خیلی بیشتر از حساسیت هایم در حیطه بازیگری است. در حال حاضر هم کارهای آلبوم را جلو می برم و خوشحالم که با درجه یک های این حوزه همکاری می کنم.

    پاییز منتظر آلبومم باشید

    هنوز نمی توانم زمان مشخصی برای آمدن آلبومم به بازار بدهم چون اتفاق های پیش بینی نشده ای در پروسه تولید یک آلبوم می تواند پیش بیاید ولی اگر مسئله خاصی پیش نیاید امیدوارم بتوانم اواخر پاییز امسال آلبومم را منتشر کنم. سبک آلبومم پاپ است و حال و هوایش طبق سلیقه مردم کار شده. فضای تنظیم کاملا به روز است و همه ترک ها چه قطعات آرام و غمگین چه قطعات ریتمیک و آنهایی که ضرباهنگ بالایی دارد، فضایی انرژیک دارند. روزبه بمانی، ترانه مکرم، امیرعلی بهادری، شهاب رمضان، پریا سیر، امین قباد از دوستان بنامی هستند که در آلبومم با آنها همکاری کردم و تنظیم قطعات را هم دوست خوبم بهزاد عبداللهی انجام داده است که از استعدادهای خوب موسیقی است و به نظرم با این آلبوم خیلی بیشتر از قبل شناخته خواهد شد.

    %d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%af
  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه
  • X